زندگی ویرجینیا وولف و ارتباط او با پیشخدمت‌هایش در قالب کتابی به قلم "آلیسون لایت" منتشر شد. این استاد دانشگاه لندن پس از سال‌ها تحقیق و پژوهش در مورد زندگی خصوصی ویرجینیا وولف، رابطه او را با خدمتکاران و آشپزهایش را در یک کتاب تشریح کرده است.

آلیسون در این اثر به بررسی نقش زنان پیشخدمت در زندگی و آثار وولف پرداخته است. او در این کتاب آورده است که این خدمت‌کاران چنان فضا و امکانات رفاهی خانه را برای وولف تامین کرده بودند که این نویسنده بیشترین موفقیت خود را به آنان مدیون است.

این کتاب می‌گوید که رابطه وولف با این افراد در زندگی و عاطفه و رفتارهای شخصی‌اش تاثیر زیادی داشته است. اما جالب توجه‌تر آن است که خدمت‌کاران برای او مثل معشوقه بوده‌اند؛ به طوری که هیچ وقت با آنها با لحن آمرانه صحبت نمی‌کرده است.

به گزارش مهر به نقل از تایمز، این کتاب اثری پژوهشی درباره یکی از بزرگ‌ترین مدرنیست‌های ادبی قرن بیستم است که آثارش همچنان مورد توجه منتقدان و نویسندگان بزرگ دنیاست. "به سوی فانوس دریایی" ، "خانم دالووی"، "سال‌ها" ، "امواج" و... از جمله مشهورترین داستان‌های اوست که به فارسی نیز برگردانده شده است.
 

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...