مراسم رونمایی از کتاب قصه دلبری که روایت همسرانه شهید محمدخانی را به رشته تحریر درآورده در دبیرستان فرهنگ برگزار شد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، کتاب «قصه دلبری» که از تازه ترین آثار انتشارات روایت فتح است، برای اولین بار در مدارس و در سطح متوسطه در دبیرستان دخترانه فرهنگ7 رونمایی شد. «قصه دلبری» روایت نو، جوان پسند و متفاوت از عاشقانه های همسر شهید مدافع حرم، محمدحسین محمدخانی است که توسط محمدعلی جعفری به رشته تحریر درآمده است.

حجت الاسلام والمسلمین صداقت یکی از دوستان صمیمی شهید محمدخانی که نامش بارها در کتاب «قصه دلبری» ذکر شده به بیان خاطرات و ویژگیهای وی و وجه تمایزش با دیگر دوستانشان پرداخت. وی نقطه بارز شهید را "عاشقی" نامید و میگفت محمد حسین در هر عرصه ایی که وارد می‌شد عاشقانه عمل میکرد و همین امر باعث شد تا روز به روز قیمتی تر بشود تا جایی که پیراهن شهادت بر قامتش نقش ببندد.

مهمان ویژه برنامه خانم محمدخانی خواهر شهید بود که با حضور خود یاد و خاطره شهید را زنده کرد. وی با بیان خاطراتی از دوران نوجوانی و جوانی شهید حال و هوای جمع را تغییر داد و به پرسشهای مجری در مورد شیوه زندگی و مشی اجتماعی شهید پاسخ داد.

برپایه این‌گزارش، کتاب «عمار حلب» روایت زندگی شهید مدافع حرم محمدحسین محمدخانی، به روایت خانواده، دوستان و همرزمان ،پیش از این توسط انتشارات روایت فتح و به قلم محمدعلی جعفری به انتشار درآمده بود.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...