ماریو بارگاس یوسا - نویسنده‌ی نام‌دار پرویی - در حال نگارش رمانی با محوریت مبارزان ایرلندی است.

یوسا اعلام کرد، رمان جدیدش درباره‌ی راجر کیسمنت خواهد بود که به خاطر گزارش‌هایش که از نقض حقوق بشر در کنگو اوایل قرن بیستم انتقاد می‌کرد، شهرت یافت.

این نویسنده‌ی هفتاد و دوساله همچنین گفت: «کیسمنت در خاطراتش، فجایع موثقی را گزارش کرده که برخی موارد آن هنوز از سوی سرویس اطلاعاتی بریتانیا مخفی مانده‌اند.» نویسنده‌ی "جنگ آخرالزمان" همچنین اعلام کرد، قصد دارد در ماه اکتبر به کنگو سفری داشته باشد تا برای رمان جدیدش تحقیقاتی انجام دهد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، کیسمنت در سال 1904 گزارشی دست‌ اول از نقض حقوق بشر در کنگو منتشر کرد، که به شهرت جهانی دست یافت. او به‌عنوان کنسول بریتانیا در آنگولا، برزیل، کنگو و موزامبیک فعالیت داشت.

کیسمنت که برای استقلال ایرلند مبارزه می‌کرد، دستگیر و در سال 1916 اعدام شد.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...