جدیدترین شماره کتاب ماه "ادبیات و فلسفه" ویژه یکصدمین سال تولد پروین اعتصامی به همراه لوح فشرده اطلاعات کتاب منتشر شد.

در این شماره مقالاتی با عناوین "باورها و اندیشه های پروین"، "رستاخیز واژگان، هنرهای شعری ناشناخته پروین"، "پروین و اقبال دو شاعر و مصلح اجتماعی"، "تضاد به مثابه عامل وحدت ساختاری" و "پدیده پروین" به چشم می‌خورد.

این مقالات نوشته صاحب‌نظرانی چون دکتر بهروز ثرویان، دکتر رحیم چاووش اکبری، مرجان بقائی، دکتر سهیلا صلاحی مقدم، دکتر محمد حکیم‌آذر و سیدمحمود سجادی است.

به گزارش ایبنا، در این شماره همچنین علاوه برگزیده اشعار پروین اعتصامی، گفت‌وگوهایی نیز درباره پروین با دکتر روح‌انگیز کراچی و ولی‌الله درودیان با عناوین "رویکردی منتقدانه، بیانی خردمندانه" و "صداقت و صمیمیت، رمز اصلی اقبال گسترده به شعر پروین" به چاپ رسیده است.

شایان ذکر است: ماهنامه ادبیات و فلسفه پس از این شماره، یه صورت دو نشریه جداگانه با سردبیری جدید منتشر خواهد شد.

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...