نسترن فتحی در کتابی تحت عنوان «قهرمان جزیره‌ی لگوریسه» از ساکنان سرزمینی حرف می‌زند که در جستجوی شادی‌اند.

به گزارش مهر، این کتاب با تصویرگری رودابه ‌خائف برای مخاطبان بالای ده سال منتشر شده است.

«قهرمان جزیره‌ی لگوریسه» روایت زندگی کودکی است که در زیر تخت خود سرزمینی عجیب را کشف می‌کند: «لگوریسه اسم جزیره‌ زیر تخت امید است. تنها او اجازه‌ رفت‌وآمد به این جزیره را دارد و مسئول مراقبت از آن‌جاست. وقتی برای اولین بار اهالی لگوریسه را زیر تختش دید،‌ برایش تعریف کردند که چطور یک‌بار از دست روبات‌ها فرار کرده‌اند. گفتند حالا باید کسی مواظب جزیره باشد تا روبات‌ها دوباره حمله نکنند. امید هم قبول کرد قهرمان لگوریسه شود.»

در این کتاب امید یاد می‌گیرد که چطور بین زندگی با والدینش یعنی «با» و «مان» و تخیلاتش تعادل ایجاد کند. دوستی، کارگروهی و شیوه‌ تعامل با حیوانات دیگر نکاتی است که این اثر داستانی به آن اشاره دارد.

همچنین نویسنده با به کار بردن استعاری آهن و روبات و فرار اهالی جزیره که گروهی از حیوانات متنوع‌اند، به تاثیرات زندگی مدرن بر حیات سالم اشاره کرده است.

این رمان در 70صفحه منتشر شده و 9 هزار تومان قیمت دارد. شرکت انتشارات فنی ایران برای چاپ کتاب‌های خود از کاغذ جنگل‌های صنعتی پایدار استفاده می‌کند.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...