متین رضوانی‌پور پژوهشگر شناخته شده موسیقی آیینی و مذهبی در گفتگو با مهر درباره تازه‌ترین فعالیت‌های خود گفت: طی یک سال گذشته به شدت مشغول تدوین و گردآوری کتابی برگرفته از ۲۵۰ مجلس حاج منصور ارضی از ذاکران و مداحان پیشگام کشورمان بودم که طی آن تلاش کردم ضمن بررسی دقیق این مجالس ارزشمند، آنالیز موسیقایی نیز درباره هر کدام داشته باشم.

رضوانی‌پور ادامه داد: به هر حال این نوحه‌خوان پیشکسوت یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین افراد در حوزه مداحی نوین است که به اعتقاد من پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه با صادق آهنگران اصلی‌ترین نقش را در پیوند بین مداحی سنتی و مداحی نوین ایجاد کردند. وی افزود: بر اساس برنامه‌ریزی‌هایی که برای تألیف این کتاب صورت گرفت، بیش از ۲۵۰ مجلس ایشان در مساجد ارگ و شهدا طی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ آنالیز شد و تلاش کردیم ضمن این بررسی دقیق، شمایل دقیقی از نو شدن شیوه مداحی که تقریباً از دهه ۶۰ آغاز شد به مخاطب ارائه کنیم. به نوعی می‌توان گفت که این کتاب دربرگیرنده نکات بسیار مهم و ارزشمندی در حوزه مداحی نوین است که در آن ضمن بررسی تطبیقی با تکیه بر مجالس حاج منصور ارضی، شیوه‌های موسیقایی این آثار نیز مورد کنکاش قرار گرفته است.

رضوانی‌پور افزود: این کتاب در هزارو ۲۰۰ صفحه برای چاپ آماده شده و به احتمال فراوان در ایام سوگواری حضرت سیدالشهدا (ع) توسط موسسه «قدیم‌الاحسان» در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. این کتاب به اعتقاد من می‌تواند دربرگیرنده ویژگی‌هایی باشد که هم پژوهشگران از آن به‌عنوان یک منبع تاریخی استفاده کنند و هم مخاطبان عام در کنار یک کتاب می‌توانند با یک بسته منظم صوتی با توضیحاتی که جنبه آموزشی هم دارد مواجه شوند.

وی تأکید کرد: به هر حال حاج منصور ارضی شخصیت بسیار ویژه‌ای دارد و این کار برای من تجربه بسیار ارزشمندی بود. امیدوارم فضا به گونه‌ای باشد که علاقه‌مندان به حوزه مداحی از این اثر پژوهشی موسیقایی بهره‌مند شوند.
این پژوهشگر در پایان گفت: تصمیم دارم بعد از انتشار این کتاب برنامه‌ریزی‌هایی برای انتشار کتاب‌هایی از این دست درباره دیگر مداحان معروف داشته باشم که امیدوارم بتوانم در این زمینه به نتایج مثبتی برسم. ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که در جمع‌آوری و تدوین این کتاب همکاری‌های بسیار مناسبی با من انجام گرفت که جا دارد از همه دوستان در این زمینه قدردانی کنم.

این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
گناه و عیب این است که اکثریت مسلمان به اقلیت بی‌اعتقاد، اجازه‌ی چون و چرا ندهد... در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده‌ی غیر اسلامی هم دارد، آزاد است... اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می‌آمد و می‌گفت من خدا را قبول ندارم، می‌گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت... هر مکتبی که ایمان و اعتمادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه و آزادی تفکر را می‌گیرد. این‌گونه مکاتب ناچارند مردم را در یک محدوده‌ی خاص فکری نگه دارند و از رشد افکارشان جلوگیری ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...
اول، لولئین‌خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
به روایت عشق ورزی ابن عربی به گالا در این رمان بسیار ایراد گرفته‌اند؛ اعراب به نویسنده و ایرانی‌ها به منِ مترجم... اشاره شده که ابن عربی «ترجمان الاشواق» را به خاطر زیبایی‌های نظام سروده... علوان برای نگارش این رمان در دنیا تحسین شد و می‌دانیم که آبشخور رمان او متون صوفیه است... عرفان هنر است و کاربردی جز التذاذ ندارد. در طول تمدن اسلامی مهم‌ترین هنر خود عرفان بوده است... آرای استاد شفیعی کدکنی سرشار از این مغالطات است ...