نشر اختران هشتمین چاپ کتاب «در ستایش شرم: جامعه‌شناسی حس شرم در ایران» نوشته حسن قاضی مرادی را منتشر کرد.

به گزارش مهر، نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۳۸۳ با شمارگان هزار و پانصد نسخه و بهای ۱۶۵۰ تومان منتشر شده بود. هفتمین چاپ این کتاب نیز در سال ۹۶ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. دو چاپ از این کتاب را نیز انتشارات کتاب آمه در ابتدای این دهه منتشر کرد.

کتاب سه فصل دارد: «تعریف و تبیین شرم»، «حس شرم در میان ایرانیان» و «تجربه شرم». نویسنده در فصل اول کتاب، ابتدا به تعریف مفهوم «شرم» پرداخته و آن را از مفاهیمی چون حس گناه، حس تقصیر و اشتباه متمایز کرده است. همچنین درک سنتی و نوین از شرم  نیز در همین فصل تحلیل می‌شود. قاضی مرادی در تبیین حس شرم در معنای نوین آن کوشیده‌ است تا بر موضوع خود انگیختگی درونی فرد در تجربه‌ حس شرم به عنوان تمایز اصلی میان درک سنتی و نوین از حس شرم را در قلمرو فرهنگی صحه بگذارد.

نویسنده در فصل دوم ارجاعاتی به متون کلاسیک ادب ایرانیان داشته و نمونه‌هایی از آنها را در تعریف و توصیف شرم آورده است. او جامعه مذهبی ایران از دوره اشکانیان تا ساسانیان و اسلام را مورد واکاوی قرار داده و شایست‌ها و ناشایست‌ها را در هر کدام از این دوره‌ها مرور کرده است؛ شایست و ناشایست‌هایی که تولیدکننده حس شرم هستند.

او در فصل سوم هم گریزی به اخلاق عرفانی در ایران زده است و شرم و حیا را از این دید مورد بررسی قرار داده است و بعد پندنامه‌ها را از نظر شرم و آزرم کاویده است. ضرورت تجربه‌ حس شرم و چگونگی تحقق آن در فرد و در جامعه از نکات مهم این فصل است.

در بخشی از مقدمه نویسنده بر این کتاب می‌خوانیم: «رنگ شرم، سرخ است؛ رنگ خشم و عصیان. در تجربه‌ی حس شرم، سرخی حاصل خشم به خود و در پی آن، تمایل به عصیان علیه خود است؛ خود چه به مثابه‌ی یک فرد، و چه یک گروه، یا سازمان، یا طبقه و یا یک ملت. از همین رو چه کمیاب می‌نماید این سرخی! آن هم برای ما ایرانیان که چه بسیار از نگریستن به خود و نقد خود گریزانیم و بنابراین چه اندک سرخ می‌شویم.»

«شوق گفت‌وگو و گستردگی فرهنگ تک‌گویی در میان ایرانیان»، «در پیرامون خودمداری ایرانیان: رساله‌ای در روانشناسی اجتماعی مردم ایران»، «کار و فراغت ایرانیان»، «ملکم‌خان: نظریه‌پرداز نوسازی سیاسی در عصر مشروطه»، «نوسازی سیاسی در عصر مشروطه ایران» و «پویایی نقد» از دیگر تالیفات مهم قاضی مرادی است.

کتاب «در ستایش شرم: جامعه‌شناسی حس شرم در ایران» با شمارگان هزار نسخه، ۱۴۴ صفحه و بهای ۱۷ هزار تومان منتشر شده است.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...