مجموعه داستان «کالیپسو» نوشته دیوید سداریس، داستان‌نویس آمریکایی، با ترجمه جلیل جعفری منتشر شد.

‌به گزارش ایسنا، این کتاب شامل داستان‌های کوتاه میزبان، حالا من پنج نفریم، یاروی ریزه میزه، پیاده‌روی، خانه تقسیم شده، جفت و جور، لویاتان، انگلیسی شما خیلی خوب است، کالیپسو، رفتار قهرآمیز، وحشی، ساری، بوو ـ هوویی، چند دلیل افسردگی اخیر من، چرا نمی‌خندی، من هنوز ایستاده‌ام، جهان ارواح و یادداشت کومی است.

دیوید سداریس (۱۹۵۶) نویسنده طنزپرداز و برنامه‌ساز مشهور رادیو در آمریکا است. او بیشتر شهرت خویش را مدیون داستان‌های کوتاه از زندگی شخصی‌اش است که ماهیتی فکاهی و طعنه‌آمیز دارند و نویسنده در آن‌ها به تفسیر و طعنه به مسائل اجتماعی می‌پردازد.

سایت بوک‌ توپیا درباره این کتاب نوشته است: «اگر تا به امروز از داستان‌های نشاط‌آور و انسان‌گریزانه دیوید سداریس به خنده افتاده‌اید پس از خواندن این کتاب احتمالا پی می‌برید که تا به حال اشتباه کرده‌اید.»

جلیل جعفری، مترجم کالیپسو، نیز درباره این کتاب و مضمون مکرر (Leitmotif) آن توضیح می‌دهد:

«آیا پدر و مادر از جایگاهی مقدس برخوردارند؟ آیا نباید پدر و مادر را نقد کرد؟ آیا آن‌ها اجازه دارند زندگی و آینده فرزندان خود را فدای معیارهای خلاقی و باورهای خود اعم از دینی یا لائیک کنند؟ شما تا چه اندازه جسارت نقد پدر و مادر خود را دارید؟ آیا اشتباهات حال و گذشته آن‌ها را به رخ‌شان می‌کشید و معتقدید اگر سبک دیگری برای زندگی انتخاب کرده بودند الان اوضاع بهتری داشتید؟ تا چه حد در زندگی شخصی خود از والدین تاثیر گرفته‌اید یا می‌گیرید؟ اصولا آیا پدرها و مادرها صلاحیت تربیت فرزند یا فرزندان خود را دارند؟

دیوید سداریس در مجموعه داستان «کالیپسو» که سال ۲۰۱۸ در آمریکا منتشر شد در داستان‌های کوتاه منفصل اما در عین حال متصل تلاش می‌کند تا با روایت روابط حاکم میان والدین و فرزندان حتی در بزرگسالی به این سوالات پاسخ دهد.

منتقدان معتقدند که «کالیپسو» سیاه‌ترین کتاب سداریس طنزپرداز است و در واقع سداریس در این کتاب شمشیر را از رو بسته و با ذکر نمونه‌هایی مستند از زندگی خود به جنگ سنت‌های رایج در خانواده رفته است.»

بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه مجموعه داستان «کالیپسو» را در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و با قیمت ۳۹ هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

از جلیل جعفری پیش‌تر مجموعه داستان‌های ترجمه «بعد از لباس جین»، «به کسی مربوط نیست»، «یک چیز خوب هم بد نیست»، «بازمانده خدا» و «رزا بلانکا» انتشار یافته است.

«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...