طرح‌های اولیه کتاب «شازده کوچولو» به قلم «آنتوان دو سنت اگزوپری» نویسنده فرانسوی در انباری در شمال سوئیس کشف شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از ژنو، «الیزابت گروسمان» (Elisabeth Grossmann) مسئول بنیاد فرهنگی «وینترتور» سوئیس گفت که این طرح‌ها سه دهه پیش در یک حراجی به «برونو استفانینی» (Bruno Stefanini) فروخته شد و فرد خریدار سال گذشته از دنیا رفت.
وی یادآور شد که طرح های اولیه شازده کوچولو به طور کاملا سالم داخل پوشه ای در کنار آثار دیگر در منزلی در وینترتور پیدا شد.

استفانینی خریدار شازده کوچولو که یکی از بزرگترین مجموعه داران سوئیس بود و ده‌ها هزار اثر را تا قبل از مرگش گردآوری کرده بود، بنیاد وینترتور را برای مدیریت دارایی های فرهنگی اش تاسیس کرد.
طرح های اولیه کشف شده شامل تصویری از شازده کوچولوست که با یک روباه حرف می زند.

به گفته گروسمان، موزه وینترتور با کتابخانه مورگان نیویورک تماس می گیرد تا به مسئولان این کتابخانه در مورد این کشف اطلاع دهد. طرح های اولین سنت اگزوپری در این کتابخانه نگهداری می شود.

تاکنون ۱۴۵ میلیون نسخه از رمان کوتاه شازده کوچولو در سراسر جهان فروخته شده و این کتاب به ۲۷۰ زبان مختلف ترجمه شده است.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...