ترجمه‌ی «حیدربابا»ی محمدحسین شهریار به شعر نیمایی به کوشش حسین منزوی، پس از سال‌ها دوباره منتشر شد.

به گزارش ایسنا؛ این کتاب که چاپ نخست آن به سال 69 برمی‌گردد، به کوشش محمد فتحی منتشر شده و با «مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی منظومه‌ی جاودانی «حیدربابا یا سلام»» به قلم میرصالح حسینی - اولین مترجم منظوم حیدربابا -، «سخنی درباره‌ی ترجمه‌ی جدید شعر حیدربابا یا سلام» به قلم ضیاءالدین ترابی، نوشتاری از حسین محمدزاده‌ صدیق و نیز سخن مترجم همراه است.

در بخش دوم هم «درباره‌ی این دفتر»، «راهنمای حیدربابا» و... به قلم فتحی منتشر شده است.

کتاب همچنین با نظیره‌ی ترکی بر حیدربابا خطاب به شهریار از محمد منزوی - پدر حسین منزوی - با ترجمه‌ی این شاعر فقید همراه است.

کتاب «حیدربابا» در 207 صفحه و شمارگان دوهزار نسخه از سوی انتشارات آفرینش به چاپ رسیده است.

کاردینال برگولیوی اصلاح‌طلب و نوگرا و کاردینال راتسینگرِ سنت‌گرا و نوستیز... کلیسایی که به ازدواج عقاید عصری خاص درآید، در عصر بعد بیوه خواهد شد!... یکی از کوتاهی و قصورش در برابر نظام استبدادی وقت آرژانتین در جوانی سخن می‌گوید و در همکاری مصلحتی‌اش با آن نظام سرکوبگر در جهت حفظ دوستان تردید می‌کند... دیگری هم کوتاهی و قصور در رسیدگی قاطع به بحث کودک‌آزاری کشیشان کلیسا... ...
طرح جلدی از رمان «غرور تعصب» اثر جین آستن و نیز طرح جلدی از مجموعه داستان «دوبلینی‌ها» اثر جیمز جویس در میان این آثار دیده می‌شوند. رمان «غرور تعصب» تا به امروز بیش از 30 بار در ایران ترجمه و منتشر شده است. همچنین «دوبلینی‌ها»ی جیمز جویس نیز تا به حال 6 بار و توسط ناشران مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است. ...
کشور دستخوش آشوب ملی است و جوانان بنگالی به اعمال تروریستی روی آورده‌اند... می‌خواهد همسرش او را از روی انتخاب آزادانه‌ای، آن‌چنان که هست، دوست بدارد، نه به زور رشته‌های ازدواجی که خانواده‌ها تحمیل می‌کنند... گمان می‌کند که او را دوست دارد و خیلی دیر متوجه پستی او می‌شود. ...
هنر زندگی با مدد گرفتن از تجربه دیگران... افراد تنها حریصانه همیشه به دنبال یافتن نشانه‏ هایی از طرد شدن نزد دیگران هستند و بنابراین چنین نشانه ‏هایی را هم به راحتی می‏ یابند... فرق میان خلوت و احساس تنهایی در رابطه‌‏ای است که فرد با خودش در آن وضعیت دارد... نورتاباندن بر زوایای تاریک و پیچیدگی ‏های مسائل زندگی و دعوت از خود ما برای تفکر بیشتر... ...
لذت دنیا زن و دندان بود. بی‌زن و دندان جهان زندان بود و همین فلسفه است كه او را از لبه گور پای سفره عقد می‌كشاند... شخصیت اول داستان خودش را كشته است اما به دادش رسیده‌اند و به كما رفته است... او زندگی را با طنزی جانكاه به اشتباه گرفته است... پدر متوجه می‌شود كه او باردار است و این را معجزه تلقی می‌كند ...