کتاب مینیاتور ایرانی در نسخه‌های خطی شاهنامه از سوی ریما علاء الدین نویسنده سوری ترجمه و به وسیله انتشارات علاء الدین سوری به چاپ رسید.

به گزارش مهر، این کتاب که از تالیفات نادر کتابخانه‌های  بین‌المللی به‌حساب می‌آید برای اولین‌بار در سال1935 میلادی در شهر لیننگراد روسیه انتشار یافت.این کتاب که توسط دو نویسنده روسی به نامهای کرز الیان و دیاگونوف تالیف شده مشتمل بر آثار تصویری ارزشمندی با سبک مینیاتوری دقیق است.

در کتاب مذکور وقایع و حوادث داستانهای شاهنامه از سوی نقاشان متبحر در هنر مینیاتور به زیبایی به تصویر کشیده شده‌است. این کتاب به‌لحاظ علمی به دلیل استفاده از اسناد و مدارک معتبر و تجزیه وتحلیلهای عمیق از مراجع و مآخذ معتبر به‌شمار می‌رود.

نویسندگان در مقدمه این کتاب، شاهنامه فردوسی را یکی از مهمترین آثار منتشر شده در ده قرن گذشته قلمداد کرده‌اند و میزان  توجه اقشار مختلف جامعه را به این کتاب یکی از دلایل ارزش بالای آن می‌دانند.

نویسندگان علاوه بر ارائه توضیح در خصوص سیر پیشرفت مینیاتور در حماسه شاهنامه به موضوع پیشرفت تصویر در نسخه‌های خطی شاهنامه پرداخته‌اند و آن ‌را یک واقعه مهم در تاریخچه ییشرفت هنر تصویری در ایران شمرد‌ه‌اند.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...