کتاب مکتوب و صوتی «کمند بر کوه» شامل گزیده رسایل منسوب به خواجه عبدالله انصاری با گزینش و توضیح محمدسرور مولایی و خوانش اسماعیل جنتی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب مکتوب و صوتی «کمند بر کوه» شامل گزیده رسایل منسوب به خواجه عبدالله انصاری با گزینش و توضیح محمدسرور مولایی و خوانش اسماعیل جنتی به‌تازگی توسط انتشارات معین منتشر و راهی بازار نشر شده‌ است.

این کتاب، چهاردهمین عنوان از مجموعه «گنج حکمت» است که توسط انتشارات معین منتشر می‌شود و پیش از آن، طی روزهای گذشته، «پندِ پیر عقل» شامل گزیده قابوسنامه عنصرالمعالی کیکاووس بن وُشمگیر با گزینش و توضیح مهدی سیدی و خوانش سیروس ابراهیم‌زاده به بازار عرضه شد. مجموعه «گنج حکمت» گزیده‌ای از آثار منثور ادبیات فارسی را شامل می‌شود که اگرچه ناشناخته نیستند، بی‌تردید به اندازه‌ای که باید و شاید خوانده نشده‌اند.

پژوهشگران و مصححانی که گردآوری و تصحیح عناوین این مجموعه را به‌عهده داشته‌اند، تلاش کرده‌اند با حرکت‌گذاری روی کلمات و علامت‌گذاری صحیح و آوردن معانی واژه‌ها و عبارات،‌ مخاطب را در خواندن این متون قدیمی یاری کنند.

شیخ‌الاسلام ابواسماعیل عبدالله فرزند ابومنصور محمد، معروف به خواجه عبدالله انصاری یا پیر هرات، عارف، مفسر، محدث و عالم ربانی در سال ۳۹۶ هجری معادل اردیبهشت ۳۸۵ خورشیدی در کهندژ هرات متولد شد. نسب انصاری او و پدرانش به ابوایوب انصاری می‌رسد؛ همان کسی که پیامبر (ص) هنگام مهاجرت به مدینه به خانه او رفت. ابومنصور مت‌ الانصاری از فرزندان ابوایوب با احنف بن قیس در زمان خلیفه سوم به هرات آمد و آنجا ساکن شد. پدر خواجه عبدالله، ابومنصور محمد یا پدرِ پدر او، پیشه دکانداری داشته است. از خوشبختی‌های خواجه عبدالله انصاری، تولد و پرورش در دوره‌ای بود که در شهر هرات استادان نامداری چون قاضی ابومنصور ازدی هروی، ابوالفضل جارودی، خواجه امام یحیی عمار، عبدالله طاقی و بشری سجزی که نامشان در طبقات الصوفیه و مقامات پیر هرات و نفحات الانس جامی آمده، زندگی می‌کردند و خواجه عبدالله توانست محضر آنان را درک کند.

زندگی پیر هرات از کودکی، با داشتن پدری که از یک سو سرسپرده طریقت بود و از سوی دیگر قرایی متقی و با ورع، با طریقت و شریعت پیوند خورد. سه حادثه در تکوین شخصیت عرفانی خواجه عبدالله انصاری تاثیر به‌سزا داشت: ملاقات دیدار و شاگردی شیخ ابوعبدالله طاقی سجستانی در ۱۰ سالگی، دیدار و مصاحبت و پرسش و پاسخ او با شیخ ابوالحسن خرقانی در ۲۸ سالگی و دیدار و صحبت چهل و اند روزه‌اش با شیخ احمد چشتی و برادران و یاران او. خواجه عبدالله انصاری نه‌تنها مفسر و محدث، و عارف و صوفی و وارسته‌ای بود، بلکه خطیبی بلیغ و واعظی توانا و شاعر نیز بود و چنانچه خود گفته، تا آخر عمر، ۶ هزار بیت عربی سروده است.

نکته مهم درباره رسایل یا رساله‌های فارسی خواجه عبدالله این است که هیچ‌یک از آن‌ها، تالیف مستقیم او نیستند و روشن نیست اصل آن‌ها چگونه بوده یا این‌رساله‌ها مبتنی بر کدام‌یک از آثار او بوده است، اما در این‌که این رساله‌ها از میراث عرفانی خواجه عبدالله برگرفته و برگزیده شده‌اند، تردیدی وجود ندارد. در تمام این رساله‌ها رد پای اندیشه و آرا و در برخی از آنها واژگان و ترکیبات گویش هرویِ وی را می‌توان شاهد بود.

تا به حال دو مجموعه به‌ نام رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری در کتابخانه‌های جهان شناسایی شده است و افزون بر آن، نسخه‌های جدا جدا از آنها نیز در این‌جا و آن‌جا پیدا شده است. یکی از مجموعه‌ها دارای ۱۹ رساله است که قطعا تعدادی از آن‌ها از آن او نیست و مجموعه دیگر ۸ رساله دارد. به‌طور کلی با احتساب مجموعه‌ها و نسخه‌های جدا از مجموعه‌ها و طبقات‌الصوفیه و تفسیر فارسی، مجموع آثار او بالغ بر ۳۶ اثر است.

عناوین «کمند برکوه» از مجموعه «گنج حکمت» به‌ترتیب عبارت‌اند از: پیشگفتار، از محبت‌نامه، از رساله سوال دل از جان، از کتاب واردات، از رساله پرده حجاب - حقیقت ایمان، از کنزالسالکین، از رساله قلندرنامه، از چهل و دو فصل در حکایت مشایخ.

کتاب صوتی این اثر دو لوح فشرده را با ۱۵ و ۸ فایل صوتی دربرمی‌گیرد که در مجموع ۱۳۸ دقیقه هستند. خوانش مقدمه کتاب هم توسط فریناز ثریا انجام شده است.

این کتاب با ۲۰۰ صفحه، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان عرضه شده که همراه با دو لوح فشرده شنیداری، با قیمت ۶۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...