جلد سوم «داستانهای مثنوی» در ایروان به زبان ارمنی ترجمه و چاپ گردید.  به گزارش رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایروان، ترجمه این کتاب را خانم اما بگی جانیان بعهده گرفته است.  
جلد اول و دوم داستانهای مثنوی که به مناسبت هشتصدمین  سالگرد تولد مولانا جلال الدین محمد مولوی در سال  1386 توسط رایزنی فرهنگی ترجمه و چاپ گردیده، به ترتیب توسط ادوارد حق وریان و اما آلکساندری به ارمنی ترجمه شده است.    

لئون آنانیان رییس کانون نویسندگان ارمنستان در مقدمه ترجمه جلد سوم داستان‎های مثنوی چنین نوشته است: «اما بگی جانیان با موفقیت داستانها را به زبانی زیبا و سلیس به ارمنی ترجمه کرده  است. بخش های شعری آن نیز با تاکید متخصصان آهنگ، ریتم و وزن را حفظ کرده و این موفقیتی قابل توجیه است. اما بگی جانیان کار پرمسئولیتی تقبل کرده و باید تاکید کنیم که این مسئولیت را به نحو احسن و در سطحی بالا انجام داده است و بدین ترتیب کتاب خوان ارمنی هدیه‎ای ماندگار از گنجینه ادبیات ایران دریافت خواهد کرد.»    

جلد سوم «داستانهای مثنوی» از  55 داستان تشکیل شده که ترجمه و ارائه آن به کتاب خوانان ارمنی کاری ارزش‎مند به شمار می‎آید.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...