کتاب "شعاع شمس" که تفسیری است امروزی از دیوان کبیر مولانا توسط کریم فیضی در دو جلد 500 صفحه‌ای آماده چاپ شد.

کریم فیضی در گفتگو با مهر، درباره کتاب‌های در دست چاپ خود گفت: به تازگی نوشتن کتاب "شعاع شمس" را که تفسیری است امروزی از غزلیات شمس به پایان برده‌ام و در دو جلد 500 صفحه‌ای آماده چاپ شده است.

وی با اشاره به مهجور ماندن غزلیات شمس اثر سترگ مولانا در سایه مثنوی او افزود: با توجه به تعدد آثاری که تاکنون درباره مثنوی و یا در زمینه تصحیح و تفسیر آن منتشر شده، احساس می‌کنم غزلیات مهجور مانده و بیشترین کار در مورد آن به گزینش ابیات و انتشار آنها خلاصه شده که معروفترین آنها گزینش استاد شفیعی کدکنی است که در دهه 50 منتشر شده است.

این پژوهشگر آثار ادبی و فلسفی اضافه کرد: در "شعاع شمس" من با نوعی متن‌شکافی تفسیری امروزی از تمام غزلیات شمس به دست داده‌ام و را آن را برای نشر به انتشارات موسسه اطلاعات سپرده‌ام  که امیدوارم به زودی مجوز نشرش را بگیرد و منتشر شود.

فیضی همچنین از انتشار جلد دوم کتاب "زندگی و بس" خبر داد و گفت: جلد اول این کتاب که پژوهشی است درباره خود زندگی و نظرگاه‌های مختلف به آن، مرداد 88 چاپ شده بود و جلد دوم آن در 700 صفحه اخیراً توسط ناشر (موسسه اطلاعات) از زیر چاپ درآمده و به زودی توزیع می‌شود.

بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...