«رویاهای انقلابی؛ رویاهای آرمانشهری و زندگی آزمایشی در انقلاب روسیه» نوشته ریچارد استایتز با ترجمه افشین خاکباز منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۶۶۸ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۱۰ هزار تومان در فرهنگ نشر نو با همکاری آسیم راهی بازار شده است.

«از رویا تا بیداری؛ رویابینی اجتماعی قبل از انقلاب، انقلاب: آرمانشهر در هوا و بر زمین»، «زندگی با انقلاب؛ شمایل‌شکنی انقلابی، جشنواره‌های مردم، دین بی‌خدا، جمهوری برابرها، آدم‌ماشینی»، «ما: جامعه آینده؛  آرمانشهر در زمان: آینده‌شناسی و داستان علمی-تخیلی، آرمانشهر در فضا: شهر و ساختمان، آرمانشهر در زندگی: نهضت اشتراکی»  و «رویاها و کابوس‌ها؛ جنگ با رویابینان، نتیجه» فصل‌های این کتاب هستند.

در نوشته پشت جلد کتاب  آمده است: ریچارد استایتز با بررسی تاریخ اجتماعی و فکری و فرهنگی روسیه در سال‌های پیش و پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، بر این باور است که انقلاب روسیه فقط پیرامون آرمانشهرهای مارکسیستی شکل نگرفته، بلکه برخاسته از برخورد و تلاقی سنت‌های آرمانشهرباورانه تاریخ روسیه است که رویاها و کابوس‌های دهقانان و کارگران و روشنفکران و دولت و نظامیان و دیگر گروه‌ها را در بر می‌گیرد.

استایتز در این کتاب تصویر روشنی از زندگی انقلابی و عوامل فرهنگی، اسطوره‌ها، آیین‌ها، فرقه‌ها و نمادهایی که مبنای آن را تشکیل می‌دادند ترسیم  می‌کند. او با تحلیل شکل‌های اصلی تفکر آرمانشهری و انگیزه‌های تجربی، و برخورد گریزناپذیر اقتدارگرایی بلشویکی و رفتار آزادی‌خواهانه و آرزوهای بخش‌های بزرگی از جمعیت روسیه، و سپس، نفی تمام‌عیارِ همه جریان‌های آرمانشهری و تجربه‌های انسان‌گرایانه در دوران استالین، سرنوشت تک تک این آرمانشهرها و منادیان آن‌ها را به تصویر می‌کشد.

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...