آثار الباقیه عن القرون الخالیه. کتابی به عربی تالیف محمد بن احمد بیرونی(362-440) دانشمند ایرانی. بیرونی نخستین تحریر این کتاب را به سال 391، هنگامی که درگرگان و در خدمت امیر "شمس‌المعالی قابوس ‌بن وشمگیر زیاری" (388-403) به سر می‌برده، به نام او نوشته، سپس تحریری دیگر از آن را با اضافاتی ‌پرداخته است.

کتاب مشتمل است بر مقدمه و بیست و یک فصل، به ترتیب در: ماهیت شب و روز، ماهیت آغاز آنها، ماهیت سال‌ها، چگونگی مبداءهای تاریخی و تقویمی، اختلافات عقاید ملل راجع به ذوالقرنین، در چگونگی ماه‌های مبادی تاریخ، در چگونگی تاریخ ‌شناسی‌ها و ازمنه سلاله‌های شاهان، ادوار سال‌ها و مبادی‌ آنها،‌ شهور و سنوات یهودیان، مبادی پیامبر نمایان و جماعات منسوب به آنها، اعیاد مشهور ایرانیان و سغدیان و خوارزمیان، ایام تقویم یونانی که با دیگر ملل مشترک است، اعیاد و ایام روزه‌داری در ماه‌های یهود، اعیاد و ایام تقویم سریانی مربوط به مسیحیانی ملکایی، اعیاد و ایام  روزه مشابه و منطبق با مسیحیان، اعیاد مسیحیان نطوری و ایام فطر آنها، اعیاد مجوسان قدیم و روزه و فطر صابئان، اعیاد عرب، اعیاد مسلمانان، منازل قمر و طلوع و غروب آنها.

روش بیرونی در بحث و بررسی این مسائل و مطالب، چنان‌که طریق معهود اوست، مقرون به نگرش انتقادی و اهتمام در تصحیح مبادی تاریخی و ارقام تقویمی ضمن مقایسه و مطالعه تطبیقی آنهاست. "الآثار الباقیه" متضمن فواید دیگر از جمله شرح برخی اساطیر اقوام قدیم، جوانب اجتماعی و مذهبی آنها، داده‌های تاریخی گران‌ بها که در برخی از مقوله خبر واحدند، نگره‌های مؤلف در زمینه تکامل نوعی، تبدلات و جز آنهاست. منابع کتاب خواه کتبی خواه شفاهی، بالجمله دست اول است ولی متاسفانه شماری از مآخذ مؤلف، امروزه در دست نیست. در خصوص تواریخ یهودیان و مسیحیان، علاوه بر متون اصلی به زبان عبری سریانی، از اطلاعات و اقوال دانشمندان یهود و نصارای هم عصر خود، به ویژه آنچه از تقریر دوستانش "ابوالخیر خمار" و "ابوسهل مسیحی" حاصل کرده، بهره‌ی بسیار برده است.

اما طبع و تصحیح متن عربی کتاب بر اساس سه نسخه خطی- دو نسخه از قرن یازدهم اولی مورخ 179 و دیگری مورخ 1254- به همت "ادوارد زاخانلو آلمانی"  1845-1930 صورت پذیرفته که با مقدمه‌ای مبسوط، به سال 1878 در لایپزیک چاپ و نشر شده است. آن‌گاه خود زاخائو کتاب را به انگلیسی ترجمه کرده و با مقدمه و تعلیقات، تحت عنوان "تاریخ‌شناسی ملت‌های کهن" به سال 1879 در لندن طبع و منتشر کرده است.

ترجمه فارسی آلاثار الباقیه به قلم "اکبر داناسرشت" در 1321 ش طبع و نشر شده است. اما طبع زاخائو از کتاب بر حسب نسخه‌های اساس، دارای سقطات چندی است که خود به آنها  وقوف یافته و اشاره کرده است. بعدها، کارل گابریس این افتادگی‌ها را از روی اقدام نسخ (603) موجود در کتابخانه عمومی استانبول، استخراج و در مجموعه "اسناد اسلامی چاپ نشده" طبع و نشر کرده که جداگانه هم در ایران به طریقه افست چاپ شده است. نسخه نفیس دیگری از کتاب به خط ابن الکتبی  معروف( تاریخ کتابت707) متعلق به کتابخانه دانشگاه ادینبره، در انگلستان است. این نسخه دارای 25 تصویر و نقاشی مجالس کتاب است و بی گمان، برای کتابخانه ربع رشیدی و خواجه "رشید‌الدین فضل‌الله همدانی" وزیر در تبریز، تحریر و تصویر شده است. نسخه سالم و صحیح دیگری(تاریخ کتابت: 813) از آلاثار الباقیه متعلق به کتابخانه "توپقاپی سرای" وجود دارد.

پرویز اذکائی. فرهنگ آثار ایرانی اسلامی. سروش

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...