اولین کتابی است که درباره احزاب سیاسی ایران و سهم آنها در جریانات سیاسی آن زمان نوشته شده است... هر دو جلد کتاب از نظر وقایع دوره مشروطه اهمیت دارند. چون بهار از دوره سوم تا پنجم وکیل مجلس شورای ملی و نیز عضو حزب دموکرات بوده و از وقایع داخل مجلس و خارج از آن که در جای دیگری منعکس نشده، اطلاعات بسیار مفیدی آورده و کوشیده است تا با انصاف و درایت بنویسد.

تاریخ مختصر احزاب ایران بهار
تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران.
کتابی درباره وقایع اواخر دوره قاجار تألیف محمدتقی بهار. این اثر اولین کتابی است که درباره احزاب سیاسی ایران و سهم آنها در جریانات سیاسی آن زمان نوشته شده است. بهار قصد خود را از نگارش این کتاب، آگاه کردن جوانان از وقایع و حوادث گذشته کشور ذکر کرده و گفته است که برای تحقق این هدف مقالاتی با عنوان "تاریخ مختصر احزاب سیاسی" در روزنامه "مهر ایران" انتشار داده است. این مقالات ــ که جلد دوم کتاب وی را تشکیل می‌دهد ــ از اسفند 1320 تا مرداد 1321 در روزنامه مذکور چاپ می‌شد و بعدها مهرداد بهار (پسرمحمدتقی بهار) آنها را گردآوری و در 1363ش منتشر کرد.

مطالب این کتاب وقایع سال‌های 1302 تا 1304ش را در بر می‌گیرد که دارای ضعف‌ها و احتمالا بعضی اشتباهات است؛ از جمله در همین جلد نوشته شده است که مجلس پنجم را مشیرالدوله باز کرد در حالی که در آن وقت سردار سپه رئیس الوزرا بود. مهرداد بهار درباره این جلد نوشته است که پدرش مقالات آن را بر اساس خاطراتش (پس از شهریور 1320) هر روز با شتاب می‌نوشت و برای چاپ به روزنامه "مهر ایران" می‌داد، حال آنکه حافظه‌اش در این دوران ضعیف شده بود. در 1321 و 1322ش بهار سلسله مقالاتی در روزنامه نوبهار ــ که خود صاحب امتیاز آن بود ــ چاپ کرد. این مقالات در 1323ش به صورت کتاب انتشار یافت که جلد اول "تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" به شمار می‌آید. مطالب این جلد با نظری اجمالی به آغاز مشروطیت و پادشاهی احمدشاه قاجار شروع می‌شود و تا پایان مجلس چهارم در 1302ش ادامه دارد.

هر دو جلد کتاب از نظر وقایع دوره مشروطه اهمیت دارند. چون بهار از دوره سوم تا پنجم وکیل مجلس شورای ملی و نیز عضو حزب دموکرات بوده و از وقایع داخل مجلس و خارج از آن که در جای دیگری منعکس نشده، اطلاعات بسیار مفیدی آورده و کوشیده است تا با انصاف و درایت بنویسد.

منابع بهار در تالیف این مقالات نسخه خطی "تاریخ احمد شهریور" و بعضی یادداشت‌هایی بوده که از روزنامه و مذاکرات مجلس تهیه می‌کرده است. او عادتا مشاهدات شخصی‌ خود از حوادث و شنیده‌هایش را نیز ثبت می‌نموده است که البته این نوع منابع گاه دقیق محسوب نمی‌شوند. ازین رو مطالب دو جلد کتاب یکدست نیست. به هر حال مشاهدات بهار و توصیفات وی خواندنی است از جمله وصف وی از استقبال مردم از ولیعهد (محمدحسن میرزا) در مراسمی که به مناسبت فوت محمدعلی شاه برگزار شده بود و بی اعتنایی مردم به سردارسپه.

پس از انتشار مقالات بهار در "مهر ایران" عده‌ای از او انتقاد کردند و رنجیدند، در حالی‌که وی ملاحظه اشخاص و معاصران را بسیار می‌نموده و برخی مطالب را سربسته گفته است. مثلا درباره قرارداد 1919 نوشته است: «اسرار تاریخی در این باره زیاد است و باید ناگفته بماند. لحن بهار در جلد دوم به طور کلی تلخ‌تر است ولی همچنان پرده‌پوشی کرده و جانب احتیاط را راعایت می نموده است.»

بهار چون اهل سیاست و روزنامه‌نگاری و در تحلیل سیاسی قدرتمند بوده تنها به ذکر وقایع نپرداخته و تفسیرهای ارزنده‌ای نیز به دست داده است. اکنون که دسترسی به اسناد آن دوره مقدورتر شده صحت بسیاری از گفته‌های او را می‌توان اثبات کرد. وی با شخصیت‌های سیاسی معاصر خود آشنا بوده و در کتابش به خلقیات و نقش برخی از آنان پرداخته است و تاریخ او از این لحاظ بسیار غنی و قابل اعتماد است. وی سیدضیاءالدین طباطبائی را از نزدیک می‌شناخته است و شاید تحلیل بهار از شخصیت و علل شکست او بعد از کودتا بهترین تحلیل تا زمان حاضر باشد.

اهمیت اصلی "تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران" در تحلیل و تفسیر دقیق بهار از عملکرد احزاب سیاسی در مجلس شورای ملی است. وی به تفصیل موضع و مرام هرکدام و تغییر جهت یا از بین رفتن آنها را نگاشته است. بدون توضیحات بهار و بخصوص توجه او به سهم احزاب بسیاری از وقایع آن زمان مفهوم نبود. اهمیت دیگر این کتاب، شناختی است که از عقاید سیاسی بهار و نظریات او درباره وقایع به دست می‌دهد. بهار به سوسیالیسم عقیده داشته و عضو حزب دموکرات بود و روزنامه "نوبهار" را که ناشر افکار حزب محسوب می‌شده، خود راسا منتشر می‌ساخته است. به طورکلی لحن بهار در روزنامه تندتر از کتاب اوست.

دیگر ویژگی ارزشمند این کتاب، توجه بهار به نقش روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران در رهبری افکار ارتباط با احزاب و اهمیت آنها در صحنه سیاسی آن زمان است. چنانکه قتل بعضی از روزنامه‌نگاران مانند میرزاده عشقی و فرخی یزدی را بسیار پراحساس نقل کرده و در عین حال از ذکر ضعف‌های روزنامه‌نگاران نیز  غافل نمانده است. او همچنین از توطئه ترور خودش توسط اکثریت مجلس پنجم به هنگام تقدیم ماده واحده "انقراض سلطنت قاجاریه" و واگذاری حکومت موقت به "رضا میرپنج پهلوی" رئیس الوزرای وقت گزارش مبسوطی داده است. در این حادثه که بهار در مجلس به نمایندگی از اقلیت در مخالفت با این اقدام مجلس سخنرانی کرده بود مأموران، روزنامه‌نگاری به نام حاج واعظ قزوینی را که شباهتی با بهار داشت و برای تماشای جلسة تاریخی به مجلس رفته بود به اشتباه به جای او کشتند.

بهار از آنجا که ادیب و شاعر بوده سبک نگارشش در مطالب سیاسی جالب توجه و ویژه است. نثر وی در این کتاب بسیار استوار و رساست اگرچه گاه از واژه های بیگانه رایج در آن زمان، مانند: "مانور" و "راپورت" و "فرونت" نیز استفاده کرده است.

منصوره اتحادیه . دانشنامه جهان اسلام

زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...