کتاب «برآمدن ژانر خلقیات در ایران» نوشته جمعی از نویسندگان منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب نوشته ابراهیم توفیق، سیدمهدی یوسفی، حسام ترکمان و آرش حیدری در ۳۴۵ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۳۰ هزار تومان در انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات راهی بازار شد.

در مقدمه کتاب آمده است:
مسئله این تحقیق توضیح خلقیات‌نویسی در ایران است. خلقیات‌نویسی یکی از گونه‌های ویژه نوشتارهای اجتماعی ایرانیان است که حیاتی طولانی و دستِ کم همپای گفتار اجتماعی جامعه‌شناسی علمی (آکادمیک) دارد و هنوز هم به‌نظر نمی‌رسد که بتوان از افول آن سخن گفت. هنگام توضیح پدیده‌های اجتماعی، مثلا توضیح اجتماعی چیستی و چرایی پدید آمدن یک سلسله متن نوشتاری که در مجموع یک واقعیت اجتماعی را شکل می‌دهند، می‌توان توضیح را بر وجوه مختلف این واقعیت استوار کرد و از جنبه‌های متفاوت به تبیین پدید آمدن و تطور آن پرداخت. این جنبه‌ها به‌طور بنیادی با تعریف ما از آن پدیده اجتماعی نسبت دارند. به فرض اگر بخواهیم توضیحی اجتماعی از رویداد انقلاب اسلامی ایران ارائه کنیم، تعریف ما از انقلاب، پیش از هرچیز، جهت‌گیری‌های خاصی را در نسبت با این موضوع شکل می‌دهد و توضیح را بر جنبه‌های متفاوتی از این رویداد استوار می‌کند.

صحبت از خلقیات ایرانی در مجموعه متنوعی از متون پی گرفته شده است. این‌که ایرانیان چه خصلت‌هایی دارند و این خصلت‌ها چگونه به رفتارهای معینی می‌انجامد، یکی از موضوعاتی است که در گفتارهای روزمره، متون علمی و نیز متون نوشتاری غیرعلمی (غیرآکادمیک) به آن پرداخته می‌شود. همچنین این گفته‌ها با اهداف متفاوت و گونه‌های دیگر سخن گره خورده‌اند و به نوعی تعیین حدودی جامع برای گفتارهای این‌چنینی ناممکن می‌نماید. اما به نظر می‌رسد در میان این گونه‌های متفاوت و متنوع تفاوت‌های صوری، محتوایی و نیز تفاوت‌هایی در جایگاه و عملکرد دیده می‌شود که می‌تواند مبنایی برای دسته‌بندی‌های کلی و گزینش بخشی از این متون باشد.

همچنین در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: خلقیات به چه معناست؟ حدود صوری آن چیست؟ به چه معنا واقعیتی اجتماعی است؛ یا به عبارت بهتر، چگونه می‌توان آن را مانند واقعیتی اجتماعی مطالعه کرد و این کار چه معنایی دارد؟ متونی که هدف اصلی و محوری آن‌ها پرداختن به خلقیات است و خود را به نوعی ذیل خلقیات‌نویسی تعریف می‌کنند، چگونه تولید و در کارزارهای نظری و عملی به کار گرفته شده‌اند؟

این‌ها پرسش‌هایی هستند که ابراهیم توفیق و همکارانش در این اثر، به دنیال یافتن پاسخ‌هایی برای آن‌ها برآمده‌اند.

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...