حق انتشار سه کتاب از مجموعه «قصه‌های کوتی‌کوتی» نوشته‌ فرهاد حسن‌زاده که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شده‌اند، به انتشارات Mevsimler Kitab کشور ترکیه واگذار شد.

به گزارش مهر، حق انتشار (کپی‌رایت) کتاب‌های «شام سرد شد کوتی کوتی»، «سرما نخوری کوتی‌کوتی» و «دنیا را بلرزان کوتی‌کوتی» به انتشارات Mevsimler Kitab  واگذار شد.

مجموعه‌ «قصه‌های کوتی کوتی» داستان هزارپایی است که با تصویرگری هدا حدادی همراه شده و در سال‌های اخیر یکی از آثار موفق عرصه‌ ادبیات کودک و نوجوان ایران بوده است.

پیش از این حق‌نشر کتاب‌های ‌ «هستی» و «زیبا صدایم کن» از این نویسنده به انتشارات Timas Yayinlari ترکیه و «خانه‌ام کجاست» اثر رضا دالوند  نیز به ناشر دیگری از این کشور واگذار شد که در حال انجام مراحل پایانی چاپ قرار دارد.

قرار است هریک از این سه عنوان کتاب مجموعه «قصه‌های کوتی‌کوتی» با شمارگان هزار نسخه در ترکیه به چاپ برسد.

دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...
وقتی مهندسی را رها کردم، فقط می‌دانستم ترجمه را دوست دارم و مهندسی را دوست ندارم... مترجمی جوان را صدا می‌زند و به او می‌گوید که «این را کپی کن، منتها کمی تغییرش بده. اسم تو رو هم می‌زنیم روش و معروف می‌شی»...دانشگاه‌های ما باید «نقد ترجمه» کنند که نمی‌کنند... کتابی که امروز در آمریکا چاپ می‌شود و هفته بعد در ایران پشت ویترین است، چگونه در عرض یک هفته ترجمه و چاپ و صحافی می‌شود و مجوز هم می‌گیرد؟ ...