آثار برگزیده شورای کتاب کودک برای فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان IBBY) ۲۰۲۰) معرفی شدند.

به گزارش ایسنا، شورای کتاب کودک اعلام کرد: کمیته جوایز شورای کتاب کودک از میان آثار برگزیده در دو دوره گذشته این کتاب‌ها را برای قرار گرفتن در فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان سال ۲۰۲۰ برگزیده است:

بخش ترجمه:
«همه آن‌ها یک گربه دیدند»، مترجم کیوان عبیدی آشتیانی، انتشارات فاطمی، کتاب طوطی

بخش تالیف:
«سایه هیولا»، نوشته عباس جهانگیریان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

بخش تصویر:
«چتری با پروانه‌های سفید»، تصویرگر غزاله بیگدلو، انتشارات فاطمی، کتاب طوطی

بنا بر اعلام شورای کتاب کودک، معرفی پدیدآروندگان برای دریافت لوح افتخار و درج اطلاعات آثارشان در فهرست افتخار، فرصتی استثنایی برای معرفی کتاب‌های برتر ایرانی به ۷۷ کشور عضو IBBY است. الواح افتخار طی مراسمی در سی و هفتمین کنگره بین‌المللی ادبیات کودک و نوجوان (مسکو، روسیه) به پدیدآورندگان اهدا خواهد شد.

فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوانIBBY، فهرستی از آثار برجسته و برگزیده و تازه منتشرشده‌ای است که هر دو سال یک‌بار، به منظور تجلیل از نویسندگان، تصویرگران و مترجمان کشورهای عضو ارائه می‌شود. گزینش این آثار تنها از سوی شعبه‌های ملی صورت می‌گیرد.

داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...
سرگذشت دردناک مردی است که می‌خواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار می‌دهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمی‌یابد. زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت می‌گیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمین‌داران با زمین‌داران و روستائیان با زمین‌داران می‌جنگند. ...