دنیا که نابرابری‌اش بی‌شمار شد
قابیل باز بر خر شیطان سوار شد

غزه نوار شادی خود را مچاله کرد
آوار درد در دل تنگش قطار شد

خاموش شد چه زود صدای عروسکان
گهواره چوبه‌های غم‌انگیز دار شد

لب‌هات داشت از دل و جان شیر می‌مکید
شیری که آب، نه، که به رنگ انار شد

خون می‌چکاند سینه‌ی مادر به کام تو
دنیا به چشم‌های سیاه تو تار شد

...حالا که می‌رسد به تو، خون گریه می‌کند
این شعر روی خط جنون گریه می‌کند

این کربلای چندم دنیاست؟ یا حسین!
خون است خون که در خُم دنیاست، یا حسین!

طوفان آتش است که در جان سنگ‌هاست
آری نوار غزه غزل‌خوان سنگ‌هاست

موسی! عصای معجزه‌ات را نشان بده
عیسی بلند شو به تن مرده جان بده

مولا! کجاست هیبت شمشیر ذوالفقار؟
انگار کوچ کرده از این فصل‌ها بهار

یک ذره عشق از سرمان هم زیادی است
حالا که معصیت همه‌جا چیز عادی است

دیگر رسیده آخر دنیا، ظهور کن
آقا تو را به حرمت زهرا{س} ظهور کن

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...