فاطمه معتمدآریا به عنوان بازیگر برگزیده بخش بین‌الملل در سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر معرفی شد.

به گزارش خبرآنلاین، آیین پایانی سی و هفتمین جشنواره تئاتر فجر، در تالار وحدت برگزار و جوایز هنرمندان برتر در رشته‌ها و بخش‌های مختلف اهدا شد. 

جوایز بخش دفاع مقدس
لوح تقدیر و ۵۰ میلیون ریال به سه نمایش «خنکای ختم خاطره» به کارگردانی حمیدرضا آذرنگ، «عند از مطالبه» به کارگردانی سامان خلیلیان و «دایک» به کارگردانی حامد عالمی رسید. 

تجلیل از چهار هنرمند
از هوشنگ توکلی، رضا بابک، رویا تیموریان و محمدامیر یاراحمدی، تجلیل شد.

موسیقی
در بخش مسابقه ایران یک، رتبه برتر موسیقی به میثم عبدی برای «عروسی خون» رسید و عرفان مقدم برای «رومئو و ژولیت که در سالن آقامحمدخان گفته شد» برگزیده شد.
در بخش مسابقه ایران دو، رتبه برتر به بابک نصیرخواه برای «شفیره» تعلق گرفت و میلاد قنبری برای «دریاچه قو» برگزیده شد.
در بخش بین‌الملل، نوید گوهری برای «پرومته طاعون» برگزیده شد. 

بازیگری مرد
در بخش تئاتر خیابانی، رتبه برتر به مصطفی کولیوندی برای «کالبدشکافی یک اتفاق» رسید که این بازیگر از دریافت جایزه خود پرهیز کرد و در سخنانی اعتراضی گفت: «من از دهلرانی می‌آیم که پول نفتش در جای دیگر خرج می‌شود اما خود ما یک سالن نداریم و من چون تئاتر خیابانی ملکوت توسط هیئت داوران دیده نشد، این جایزه را نمی‌گیرم.»

در بخش مسابقه ایران یک، رتبه برتر به امیر نوروزی برای «لانچر ۵» تعلق گرفت و ابراهیم عزیزی برای «فیل در تاریکی» برگزیده شد.
در بخش مسابفه ایران دو، علی عابدی برای «بازگشت» به عنوان رتبه برتر بازیگری معرفی و عنوان برگزیده به هومن حاج‌عبداللهی برای «تناسخ سه تا ۳۵ تومان» اهدا شد.
در بخش بین‌الملل، اصغر پیران برای «نامبرده» برگزیده شد. 

بازیگری زن
در بخش مسابقه ایران یک، رتبه برتر به مونا بارانی برای «رومئو و ژولیت» اهدا و آرزو عبداللهی برای نماش «آن شرلی یا موهای خیلی بلند» برگزیده شد.
در بخش مسابقه ایران دو، رتبه برتر به ستایش رجایی‌نیا برای «دریاچه قو» تعلق گرفت و عاطفه پوربهرام برای همین نمایش برگزیده شد.
ستایش رجایی‌نیا، بازیگر مشهدی «دریاچه قو» در هنگام گرفتن جایزه‌اش گفت: «نمایش ما برنده جایزه موسیقی شد در حالی‌که مشهد موسیقی ندارد.»

در بخش بین‌الملل، فاطمه معتمدآریا برای بازی در نمایش «خنکای ختم خاطره» برگزیده شد. این بازیگر سرشناس سینما، پس از دریافت جایزه خود گفت: «این جایزه سلیقه چند آدم در یک دوره مشخص است و هیچ قطعیتی برای بهتر بودن نیست. شاید برای سابقه بیشتر به من این جایزه را دادند ولی هر کسی در تئاتر هر کاری می‌کند نتیجه وحدت است. من این را نتیجه مجموعه‌ای می‌دانم که با آنها همکاری کردم. جایزه گرفتن در تئاتر برای من مثل مهر مادری است؛ بی‌ادعا و بی‌توقع.‌»

نمایشنامه‌نویسی
در بخش مسابفه ایران یک، رتبه برتر به مونا احمدی برای متن «سرزمین‌های شمالی» رسید و علی کرسی‌زر و امیر ابراهیم‌زاده برای «فرایند» برگزیده شد.
در بخش مسابقه ایران دو، رتبه برتر به مرتضی شاه‌کرم برای «عند از مطالبه» تعلق گرفت و پیام لاریان برای «پروانه الجزایری» برگزیده شد.
در بخش بین‌الملل، علی شمس برای «وقتی خروس غلط می‌خواند» برگزیده شد. 

کارگردانی
در بخش مسابقه ایران یک، رتبه برتر را سعدی محمدی برای نمایش «مقدس» از آن خود کرد و مهرداد مصطفوی برای «فیل در تاریکی» برگزیده شد.
در بخش مسابقه ایران دو، رتبه برتر به طور مشترک به محمدرضا درند و سعید زندی برای «پروانه الجزایری» رسید و رضا صابری برای نمایش «دریاچه قو» برگزیده شد.
در بخش بین‌الملل هم علی‌اصغر دشتی برای «نامبرده» برگزیده شد.

تهیه‌کنندگی
در بخش مسابقه ایران یک، «فیل در تاریکی» از مهرداد مصطفوی و «فرایند» از علی کرسی بهترین آثار شدند.
در بخش بین‌الملل، جایزه ویژه داوران با ۱۰۰۰ دلار نقدی به نرگس هاشم‌پور برای نمایش «بچه گرگ‌ها» اهدا شد و جایزه بزرگ این بخش با دو هزار دلار نقدی به علی‌اصغر دشتی برای نمایش «نامبرده» رسید. 

داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...
سرگذشت دردناک مردی است که می‌خواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار می‌دهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمی‌یابد. زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت می‌گیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمین‌داران با زمین‌داران و روستائیان با زمین‌داران می‌جنگند. ...