مرکز نشر کتاب‌های پرستو، وابسته به موسسه انتشارات امیر کبیر، به تازگی کتاب «خصائص امیرالمومنین علی‌بن ابی طالب(رض)» تالیف «امام حافظ ابی عبدالرحمان احمدبن شعیب نسائی الشافعی» را با تصحیح محمدهادی امینی‌نجفی منتشر کرده است.
به گزارش ایبنا، مولف این اثر که صاحب یکی از کتاب‌های صحیح شش‌گانه(صحاح سته) اهل سنت است، آثار متعددی را به رشته تحریر درآورده و در نوشتار کنونی نیز به گردآوری احادیث نبوی درباره امام علی(ع) پرداخته است.

بر اساس مطالب این کتاب، «امام حافظ ابی عبدالرحمان احمدبن شعیب نسائی الشافعی در اواخر عمر خویش از مصر به دمشق رفت و با مشاهده این که عده زیادی از مردم(به ویژه ناآگاهان) امام علی(ع) را نمی‌شناسند، این اثر را که به بیان مناقب امام علی(ع) از قول پیامبر گرامی اسلام اختصاص دارد، نوشت به امید آن که منحرفان آن سرزمین هدایت شوند.»

مخاطبان این اثر افزون بر آگاهی از نحوه عبادت امیرالمومنین امام علی(ع) با فرمایشات پیامبر(ص) درباره ایشان، دعای رسول خدا(ص) برای امام علی(ع) و موضوعاتی نظیر یادآوری شقی‌ترین مردم، جایگاه علی(ع) و نزدیکی او به پیامبر(ص) و تخفیف (در صدقه) برای نجوا با پیامبر(ص) آشنا می‌شوند.

به اعتقاد مصحح این اثر، «مولف احادیث صحیح و دور از شک و شبهه با سندهای ثابت و محکم را برای نگارش این کتاب جمع‌آوری کرده است و با تاسف از آن که نسخه‌های متعددی از این نوشتار در مصر، هند و نجف منتشر شده‌اند، به دلیل برخی اشتباهات این اثر جایگاه اصلی خود را نیافت چرا که علاوه بر اغلاطی که داشت، کمتر عنایتی بر سند روایات و تصحیح مراجع آن و تحقیق درباره وضع راویان شده بود.»

نخستین چاپ کتاب «خصائص امیرالمومنین علی‌بن ابی طالب(رض)» با ترجمه محمدحسن شجاعی‌فرد را مرکز نشر کتاب‌های پرستو در سال 90 با شمارگان 3000 نسخه، 167 صفحه و به بهای 20000 ریال منتشر و روانه بازار کتاب کرده است.

بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...