کتاب «اینترنت و سواد مجازی» از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شد.

دکتر سیدسعیدرضا عاملی و ابراهیم محسنی آهویی، نویسندگان اثر پژوهشی اینترنت و سواد مجازی، تلاش کرده‌اند ابعاد مختلف مفهومی و نظری، الگوهای سواد مجازی، آموزش و یادگیری همچنین رابطۀ اشتغال و سواد مجازی را تبیین همچنین الگویی مبنایی را تحت عنوان سواد دوفضایی ارائه نمایند.

اینترنت و سواد مجازی دارای شش فصل و بخش نتیجه‌گیری است. چهار فصل نخست به‌ترتیب بر مفاهیم، رویکردها، الگوها و گفتمان‌های غالب سواد مجازی متمرکز است. فصل‌های پنجم و ششم به‌ترتیب نظریات مرتبط با کاربرد سواد مجازی در آموزش و همچنین کاربرد این سواد در اشتغال را به بحث گذاشته‌اند. از آنجا که کتاب حاضر با محوریت مفهوم دوفضایی ‌شدن تدوین یافته است، بخش نتیجه‌گیری کتاب با ارائه یک ترکیب‌بندی ابتکاری سه‌سطحی در سواد مجازی، درصدد ارائه خوانش جدیدی از این سواد است که از جامعیت نظری و کاربردی متناسب با رابطۀ متقابل و ترکیبی دو فضای مجازی و واقعی برخوردار باشد.

«مفهوم‌شناسی سواد مجازی»، «رویکردهای نظری به سواد مجازی»، «الگوشناسی سواد مجازی: الگوی سواد مجازی با رویکرد دوفضایی»، «گونه‌شناسی گفتمان‌های غالب مطالعاتی در رویکرد به سواد مجازی با تأکید بر ایران»، «نظریات آموزش و یادگیری سواد مجازی» و «سواد مجازی و اشتغال» عناوین فصل‌های اول تا ششم این کتاب است.

بخش نتیجه‌گیری این کتاب نیز با عنوان «سواد دوفضایی به‌مثابه الگوی جامع سواد مجازی» ضمن ارائه الگوی سواد دوفضایی، اجزای ساختار سه‌سطحی سواد مجازی را متشکل از مؤلفه‌های عمومی، اختصاصی و حرفه‌ای یا تخصصی ارائه می‌کند.

به زعم نویسندگان این کتاب، نخستین تلاش برای ساختاردهی به سواد مجازی به شکلی است که هم به قابلیت‌های دانشی، مهارتی و تحلیلی کاربران توجه دارد، هم شرایط و ملاحظات فرهنگی، ارزشی، دینی و معنوی را لحاظ کرده است و هم نسبت به متناسب‌سازی این سواد با سایر علوم حساسیت نشان می‌دهد. از این‌رو، کتاب حاضر را باید تلاشی در جهت بازتعریف سواد مجازی به‌عنوان ماهیتی چندبعدی دانست که هم‌زمان حوزه‌های گستردۀ تأثیر، وضعیت کنشگران و اهداف را تعیین می‌کند.

این کتاب یک منبع بنیادین برای سواد مجازی محسوب می‌شود که می‌تواند راه را برای گام‌های بعدی به‌خصوص در حوزۀ سواد اختصاصی و تخصصی مبتنی بر کارکردهای فراگیر فضای مجازی بازکند.

کتاب اینترنت و سواد مجازی در ۳۶۱ صفحه و با بهای ۴۱ هزار تومان وارد بازار نشر شده است.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...