رمانی از نویسنده فقید و مشهور فرانسوی سال‌ها پس از درگذشت او در فرانسه منتشر شد.

به گزارش مهر به نقل از گاردین، رمانی از فرانسواز ساگان که ظاهرا در همه این مدت گم شده بود، حالا در فرانسه منتشر شده است.

یک داستان ۲۰۰ صفحه‌ای به پایان نرسیده به نام «چهار گوشه قلب» که توسط این نویسنده معروف نوشته شده بود، پس از مرگ او در سال ۲۰۰۴ ، مدتی پیش توسط پسرش دنیس وستهوف کشف شد. اخیرا شایعه‌هایی در پاریس به گوش می‌رسید که رمانی جدید قرار است در هفته‌های داغ کتاب این کشور در پاییز منتشر شود.

این رمان هم مانند نخستین رمان ساگان «سلام بر غم» که در ۱۷ سالگی او نوشته شده بود، به اکتشاف در زندگی بورژواهای فرانسه می‌پردازد. داستان آن حول محور یک مثلث عشقی عجیب می‌گذرد که یکی از شخصیت‌های آن لودوویک کرسون، تاجری است که ثروتش را از تولید محصولات گیاهی به دست آورده است؛ اما بعد از یک تصادف رانندگی اتفاقی عجیب برای او می‌افتد و احساساتی جدید در او پیدا می‌شود.

خود ساگان هم در اوج شهرت خود در سال ۱۹۵۷ یک تصادف رانندگی با ماشین استون مارتین خود داشت و به کما رفت. البته این سانحه عشق او نسبت به ماشین‌ها را از بین نبرد و او اغلب از پارس تا مونت‌کارلو رانندگی می‌کرد.

این رمان در دو مقطع دهه ۱۹۸۰ و دهه بعد از آن اتفاق می‌افتد و به نظر می‌رسد لودویک که از حادثه تصادفی جان به در برده و در بیمارستان است، از رویدادی که برای ساگان اتفاق افتاد بیرون آمده و او به راحتی از اثرات اعتیادش به مورفین در بیمارستان و شب‌های بی‌خوابی پس از آن سخن می‌گوید.

وستهوف که یک عکاس شناخته‌شده است می‌گوید دست‌نوشته دو قسمتی را در یک کشو پیدا کرد. او این کشف را «معجزه‌آسا» توصیف می‌کند مخصوصا با توجه به اینکه در حال حاضر چند نبرد قانونی سر ثروت این نویسنده شکل گرفته است که به گفته پسرش باعث شده املاک او «مصادره و فروخته بشوند و به شیوه‌هایی مشکوک اهدا شده یا خریداری شوند».

دست نوشته ساگان تا حدی نامشخص بود و هاله بعضی از کلمات و حروف نامشخص بود. وستهوف گفت ابتدا این دست‌نوشته را نزد ویراستار ساگان برد و او نمی‌خواست آن را منتشر کند. بنابراین او تصمیم گرفت خودش روی کتاب کار کند و کلمات گمشده و بعضی مواقع جمله‌هایی را در جاهایی که لازم بود اضافه کرد ولی در عین حال مراقب بود سبک یا لحن رمان را تغییر ندهد. با توجه به اینکه نوشته ساگان در جایی به پایان نرسیده، «چهار گوشه قلب» پایانی باز دارد.

خبر انتشار این کتاب به شدت مخفی نگه داشته شده بود و روز ۱۹ سپتامبر در کمال ناباوری این کتاب وارد بازار کتاب فرانسه شد.

شاید فرانسواز ساگان (۲۰۰۴-۱۹۳۵) یکی از غول‌های ادبی فرانسه نباشد، اما کتاب اول او «سلام برغم» از کتاب‌های ماندگار تاریخ ادبیات است و انتشار این کتاب وی سال‌ها پس از درگذشتش نیز از رویدادهای ادبی فرانسه محسوب می‌شود.

ساگان بدون عضویت در حزب سیاسی خاصی به اندیشه‌های سوسیالیستی نزدیک بود، در جنبش‌های اجتماعی مه ۱۹۶۸ فعال بود، با ساخاروف و فیدل کاسترو ملاقات کرد و یکی از دوستان فرانسوا میتران رییس‌جمهور سوسیالیست فرانسه به‌شمار می‌آمد.

«چهار گوشه قلب» در ۲۲۴ صفحه و به قیمت ۱۹ یورو از سوی انتشارات پلان منتشر شده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...