«سمندر» روایتگر سال‌های دفاع مقدس نوشته مصطفی جمشیدی همزمان با هفته دفاع مقدس وارد بازار کتاب شد.

به گزارش ایرنا، مدیرعامل انتشارات به‌نشر گفت: رمان «سمندر» متاثر از حضور نویسنده در در مناطق جنگی جنوب کشور است. مصطفی جمشیدی در این اثر وضعیت یک پل در سال های دفاع مقدس که نویسنده از آن نگهبانی می کند را روایت می کند.

حسین سعیدی افزود: در این اثر ماجراهایی برگرفته از واقعیت و یا استعاره برای قهرمان داستان رخ می دهد و شکل کلی داستان با حضور انسان های مختلف رقم می خورد. 
در قسمتی از این رمان می خوانیم: «من دور پل به عکس نصب شده شهید و مقام او ارادت عجیبی پیدا کرده بودم. ستودگان جوان بود. درس خوانده بود. آن همه آرزوها که مادرها آدم درس خوان را قبله همه چیز می دانند و می دانستند در او موجود بود و به حد خوب و عالی خودش به ثمر نشسته بود. اما او آمده بود این همه را در خدمت مردم و کشور قرار داده بود و بعد شهید شده بود. مگر آدمیزاد چی می‌خواهد از زندگی اش بی شک همین چیزها».

رمان «سمندر» دارای قطع رقعی و در ۱۰۸ صفحه با شمارگان یک هزار نسخه منتشر روانه بازار نشر شد.

بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...