ترجمه فارسی کتاب «الوحی و النبوة» اثر آیت‌الله جوادی آملی با عنوان «وحی و نبوت» با تحقیق و تنظیم حجت الاسلام والمسلمین مرتضی واعظ جوادی، از سوی انتشارات اسراء منتشر شد.

به گزارش ایبنا به نقل از انتشارات اسراء، کتاب «الوحی و النبوة» به عنوان مقدمه‌ای بر کتاب «موسوعة کلمات الرسول الاعظم صلی الله علیه وآله» علاوه بر تبیین مبانی نبوت و رسالت، پاسخگوی شبهات وحی و نبوت است.


از آنجا که این کتاب به زبان عربی نگاشته شده بود و تنها مخاطبان عرب‌زبان می‌توانستند از آن بهره گیرند، ترجمه این کتاب توسط حجت اسلام والمسلمین مرتضی جوادی، با اشراف و تصحیح کامل مؤلف انجام شد تا پارسی‌زبانان نیز امکان استفاده از آن را پیدا کنند.

این کتاب که برای مخاطبان حوزوی و دانشگاهی به نگارش درآمده، با نگرش فلسفی، عرفانی و قرآنی به موضوع وحی، قرآن کریم و نبوت پرداخته است و به پرسش‌ها و شبهه‌های مخالفان جواب می‌دهد.

چاپ اول کتاب «وحی و نبوت» از سوی مرکز تحقیقاتی ـ فرهنگی اسراء در 36 فصل، یک خاتمه و 331 صفحه روانه بازار نشر شده است.

کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...