به گزارش خبرآنلاین، در مراسم پایانی هفتمین دوره «لاک‌پشت پرنده»، هیئت داوران، کتابی را شایسته دریافت مدال طلا ندانستند و به سه کتاب مدال نقره اهدا کردند. نشان ویژه لاک‌پشت پرنده هم به هوشنگ مرادی‌کرمانی و مهرنوش معصومیان تقدیم شد.

داوران جشنواره لاک‌پشت پرنده، پس از یک‌سال بررسی کتاب‌های سال ۹۶،از میان ده نامزد نهایی، کتاب‌های زیر را شایسته نشان نقره دانستند:

رمان «پتش‌خوارگر» نوشته آرمان آرین، نشر افق
«همه آن‌ها یک گربه دیدند» با نویسندگی و تصویرگری برندن ونزل، ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی، انتشارات فاطمی (طوطی)
«مراقبم باش» نوشته لورنز پائولی، تصویرگری میریام زدلیوس، مترجمی نگین کتال، انتشارات مبتکران (میچکا)

داوری جشنواره لاک‌پشت پرنده را معصومه انصاریان، محمود برآبادی، جعفر توزنده‌جانی، عذرا جوزدانی، شکوه حاجی‌نصرالله، مینا حدادیان، شیوا حریری، شادی خوشکار، فاطمه زمانی، علی‌اصغر سیدآبادی، گیسو فغفوری، حدیث لزرغلامی، نلی محجوب، مریم محمدخانی، فرمهر منجزی، رویا میرغیاثی بر عهده داشتند.

این مراسم با حضور بیش از ۵۰ نویسنده، مترجم و تصویرگر، شامگاه چهارشنبه ۸ اسفند در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. پس از مراسم اهدای نشان و امضای آثار، نویسندگان به گپ و گفت با مخاطبان خود پرداختند.

گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
پدر و پسر با انگلیسی‌ها دست در یك كاسه داشته‌اند!... مجبورند چاقوی كندی را كه می‌خواهند با آن سر میرزا را ببرند، تیز كنند... یا یكی مثل صادق‌ ریش كه ادعای مبارزه دارد چگونه در دود و دم و آب‌شنگولی غرق است؟ ... شاید پروین دوستم ندارد و تمام آن سه ‌سال خودم را گول زدم و با خیالش خوش بودم... پیرمرد نگران پسر چریك است، اما پسر به این نگرانی وقعی نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود. ...
همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...
بی‌تردید یکی از مشهورترین کارآفرینان ایرانی هستند... شاه و ملکه سر ساعت مقرر، یعنی ده و نیم صبح، با هلی‌کوپتر به محل کارخانجات ایران‌ناسیونال آمدند... حتی یک مهندس انگلیسی که مسئول ساخت سواری باشد نداشتیم و کلیه کارها را مهندسان و سرکارگران ایرانی انجام می‌دادند... اتوبوس مخصوص کتابخانه به فرح هدیه شد تا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. ...