لوح‌فشرده و صوتی "دیوان امام(ره)" با صدای جمعی از شاعران پیشکسوت انقلاب اسلامی مانند زنده‌یاد "محمود شاهرخی" در آینده‌ای نزدیک به همت موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) منتشر خواهد شد.

به گزارش ایبنا گزیده‌ای از غزلیات، مسمط ها، مثنوی‌ها و ترجیع‌بندهای بنیان‌گذار انقلاب اسلامی توسط جمعی از شاعران خوانده شده و صدای آن‌ها در ‌لوح‌فشرده "دیوان امام(ره)" جای گرفته است.

"مشفق کاشانی"، "یوسفعلی میرشکاک"، "سهراب هادی"، "حسین اسرافیلی"، "افشین علاء"، "عبدالجبار کاکایی" و زنده‌یاد "محمود شاهرخی" با تاکید بر صحیح‌خوانی، اشعار امام‌خمینی(ره) را قرائت کرده‌اند.

لوح‌فشرده و صوتی "دیوان امام(ره)" در آینده‌ای نزدیک به همت موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) تولید خواهد شد.

پیش از این، غزلیات، رباعیات، قصاید، مسمط‌ها، ترجیع‌بندها، غزل‌گونه‌ها، قطعات و اشعار پراکنده بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، در قالب "دیوان امام(ره)" و در زبان‌های مختلف، به صورت کتاب منتشر شده‌اند.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...