مراسم یادبود خبرنگار فقید، مهدی شادمانی، با حضور جمعی از اهالی فرهنگ، رسانه و ورزش در تالار کیارستمیِ بنیاد سینمایی فارابی برگزار می‌شود.

«نذر شادمانی» با اهدای کتاب به کتابخانه‌های سیستان و بلوچستان

به گزارش فارس، مراسم یادبود مهدی شادمانی،‌ خبرنگار فقید حوزه‌ی ورزش و فرهنگ، با عنوان «نذر شادمانی» در بنیاد سینمایی فارابی برگزار خواهد شد. در فراخوان این مراسم که با شعار «هر کتاب یک شمع روشن بر مزار مهدی شادمانی» برگزار می‌شود، از خانواده بیماران سرطانی،‌ جامعه فرهنگی کشور، ناشران،‌ نهادها و موسسات انتشاراتی، ورزشکاران و اهالی رسانه دعوت شده است تا ضمن حضور در مراسم نذر شادمانی، با اهدای حداقل یک کتاب به مهدی شادمانی، کتابخانه‌های استان سیستان و بلوچستان را تجهیز کنند.

مراسم «نذر شادمانی» روز جمعه، ۱۹ مهر ماه، از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ در تالار کیارستمی بنیاد سینمایی فارابی برگزار خواهد شد. بنیاد فارابی به آدرس خیابان جمهوری، بعد از تقاطع سی تیر، کوچه نوبهار، پایین‌تر از مسجد حضرت ابراهیم، پلاک ۸/۱ واقع شده است.

گفتنی است مهدی شادمانی، خبرنگار و روزنامه‌نگار باسابقه‌ کشورمان که در طول حیات حرفه‌ای، تجربه کار در مطبوعات مختلف ورزشی و فرهنگی از جمله هفته‌نامه همشهری‌جوان، روزنامه گل، دنیای فوتبال، سایت عصر ایران و... را در کارنامه داشت. وی بامداد ۹ شهریور ماه، پس از تحمل یک‌دوره سخت بیماری جان به جان‌آفرین تسلیم کرد.

روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...