مجموعه کمیک‌ استریپ‌های بزرگمهر حسین‌پور در کتابی با عنوان «شهر هرت» منتشر شد.

به گزارش مهر، «شهر هرت» مجموعه کمیک‌استریپ‌هایی است که پیش‌تر در هفته‌نامه «چلچراغ» منتشر می‌شد.

این کتاب بعد از دو سال و با همکاری نشر مثلث وارد بازار شده و هم اکنون در ویترین کتابفروشی‌ها قرار گرفته است.

حسین‌پور درباره کتابش می‌گوید: «شهر هرت نوعی اعتراض به آدم‌ها است. به عملکردی که با خودشان دارند، تعاملشان با طبیعت، با حیوانات. یک نوع تلنگر به رفتارها و ظلم‌هایی که هر انسان در زندگی‌ به خود و اطرافیانش وارد می‌کند. شهر هرت کتابی است با طنزی تلخ»

بعد از «ماجراهای دلمه»، «ساندویچ»، «قروقمبیل‌های قلمی بی‌قال و قیل» و «من‌ گوساله‌ام»، این، چهارمین مجموعه کمیک استریپ و نهمین کتاب بزرگمهر حسین‌پور است که روانه پیشخوان کتابفروشی‌ها می‌شود. آخرین کتاب وی «من گوساله‌ام»، با استقبال کمیک‌دوستان روبرو شد و در مدتی کوتاه به چاپ دهم رسید.

بزرگمهر حسین‌پور روزنامه‌نگار، کارگردان انیمیشن و کارتونیست است که در نشریه‌های مختلفی همچون گل آقا، کیهان کاریکاتور، سروش نوجوان، روزنامه آفتابگردان، روزنامه اقبال و هفته‌نامه چلچراغ و... دست به قلم برده است. وی هم اکنون سردبیری سایت چیزنا را بر عهده دارد.

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...