مجموعه کمیک‌ استریپ‌های بزرگمهر حسین‌پور در کتابی با عنوان «شهر هرت» منتشر شد.

به گزارش مهر، «شهر هرت» مجموعه کمیک‌استریپ‌هایی است که پیش‌تر در هفته‌نامه «چلچراغ» منتشر می‌شد.

این کتاب بعد از دو سال و با همکاری نشر مثلث وارد بازار شده و هم اکنون در ویترین کتابفروشی‌ها قرار گرفته است.

حسین‌پور درباره کتابش می‌گوید: «شهر هرت نوعی اعتراض به آدم‌ها است. به عملکردی که با خودشان دارند، تعاملشان با طبیعت، با حیوانات. یک نوع تلنگر به رفتارها و ظلم‌هایی که هر انسان در زندگی‌ به خود و اطرافیانش وارد می‌کند. شهر هرت کتابی است با طنزی تلخ»

بعد از «ماجراهای دلمه»، «ساندویچ»، «قروقمبیل‌های قلمی بی‌قال و قیل» و «من‌ گوساله‌ام»، این، چهارمین مجموعه کمیک استریپ و نهمین کتاب بزرگمهر حسین‌پور است که روانه پیشخوان کتابفروشی‌ها می‌شود. آخرین کتاب وی «من گوساله‌ام»، با استقبال کمیک‌دوستان روبرو شد و در مدتی کوتاه به چاپ دهم رسید.

بزرگمهر حسین‌پور روزنامه‌نگار، کارگردان انیمیشن و کارتونیست است که در نشریه‌های مختلفی همچون گل آقا، کیهان کاریکاتور، سروش نوجوان، روزنامه آفتابگردان، روزنامه اقبال و هفته‌نامه چلچراغ و... دست به قلم برده است. وی هم اکنون سردبیری سایت چیزنا را بر عهده دارد.

گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
پدر و پسر با انگلیسی‌ها دست در یك كاسه داشته‌اند!... مجبورند چاقوی كندی را كه می‌خواهند با آن سر میرزا را ببرند، تیز كنند... یا یكی مثل صادق‌ ریش كه ادعای مبارزه دارد چگونه در دود و دم و آب‌شنگولی غرق است؟ ... شاید پروین دوستم ندارد و تمام آن سه ‌سال خودم را گول زدم و با خیالش خوش بودم... پیرمرد نگران پسر چریك است، اما پسر به این نگرانی وقعی نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود. ...
همه چیز به جز تخت و میز تحریرم باید می‌رفت. اولین بار که دوستی برای ملاقاتم آمد و دید چیزی جز یک میز بزرگ و تختی کوچک در خانه نیست، به شوخی گفت: چرا برای اتاق خوابت متصدی پذیرش گذاشتی؟ ... تصمیم گرفتم این کتاب جدید را پشت دستم، روی دستمال توالت یا دستمال سفره بنویسم... قبل از آن‌که خانه را به مبلغ ۹۰ هزار دلار بفروشم، سه رمان دیگر پشت آن میز نوشتم ...
بی‌تردید یکی از مشهورترین کارآفرینان ایرانی هستند... شاه و ملکه سر ساعت مقرر، یعنی ده و نیم صبح، با هلی‌کوپتر به محل کارخانجات ایران‌ناسیونال آمدند... حتی یک مهندس انگلیسی که مسئول ساخت سواری باشد نداشتیم و کلیه کارها را مهندسان و سرکارگران ایرانی انجام می‌دادند... اتوبوس مخصوص کتابخانه به فرح هدیه شد تا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. ...