فهرست پرفروش‌ترین نویسندگان آثار داستانی سال 2008 جهان با پیش‌تازی خالد حسینی منتشر شد.

به گزارش ایسنا؛ مجله‌ی «بوک‌سلر» فهرست 20 نویسنده‌ای را که آثار داستانی آن‌ها در سطح جهانی در سال 2008 بیش‌ترین حجم فروش را داشته‌اند، منتشر کرد.

این فهرست بر اساس گزارش ماهانه‌ی میزان فروش آثار نویسندگان داستانی در کشورهای فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، چین، اسپانیا، سوئد، آمریکا و انگلستان جمع‌آوری شده است. بر این اساس، خالد حسینی - نویسنده‌ی افغان - با قرار گرفتن در رتبه‌ی نخست، عنوان پرمخاطب‌ترین نویسنده‌ی سال 2008 جهان را به ‌خود اختصاص داده است. خالق آثار پرفروشی چون «بادبادک‌باز» و «هزار خورشید تابان» از میان 9 کشور نام‌برده، در هفت کشور جزو 10 نویسنده‌ی برتر بوده است.

در رتبه‌ی بعدی، استیگ لارسن قرار گرفته است که با داستان‌های پرفروش جنایی چون « دختری با خالکوبی اژدها» توانسته است در پنج کشور جزو 10 نویسنده‌ی برتر شود.

به گزارش روزنامه‌ی گاردین، کن فولت - نویسنده‌ی داستان‌های دلهره‌آور - که سال گذشته به لطف محبوبیت بسیاری که در اسپانیا به‌دست آورد، مجسمه‌ای را از او ساختند، در رتبه‌ی سوم این فهرست قرار دارد. استفنی مه‌یر، موریل باربی، کارلوس روییز زافون، آنا گاوالدا، جان گریشام، جی.کی. رولینگ و هنینگ مانکل نیز تا رتبه‌ی دهم این فهرست را تشکیل می‌دهند. از دیگر نویسندگانی که در این فهرست به چشم می‌خورند، به کریستوفر پائولینی، نیوکلاس اسپارکز و پائولو کوئلیو می‌توان اشاره کرد.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...