هجده عنوان کتاب تصویری «سپیدار» رونمایی شد.

به گزارش ایسنا، علی‌اصغر سیدآبادی در این مراسم به ارائه تعریفی از کتاب تصویری پرداخت و گفت: در کتاب‌های تصویری، داستان و تصویر در کنار یکدیگر معنا دارند؛ حتی اگر داستان لزوما به کلام درنیاید و خروجی کار در قالب تصاویر ارائه شود.

این نویسنده در ادامه بیان کرد: حرکتی که در فرآیند انتشار کتاب‌های سپیدار صورت گرفت، یک کار گروهی بود؛ ترکیبی حاصل از همکاری نویسنده، تصویرگر و دست‌اندرکاران نشر. اما موضوع مهم دیگر، به‌طور کلی بحث انتشار کتاب تصویری تالیفی است که برای ناشر بسیار هزینه‌بر است. همه می‌دانیم که با توجه به التزام نداشتن ایران به معاهده کنوانسیون برن (تعهد به حق تکثیر و مولف)، انتشار نمونه خارجی همین کتاب‌های تصویری، با هزینه‌ای بسیار کمتر از این برای ناشر میسر است. به همین خاطر است که نفس انتشار ۱۸ کتاب تصویری تالیفی از سوی یک ناشر، جای تقدیر دارد و امیدوارم از جانب مخاطبان هم حمایت لازم صورت بگیرد.

او با اشاره به معرفی نسل تازه‌ای از نویسندگان و تصویرگران به‌عنوان دیگر دستاورد این کارگاه، بیان کرد: نکته بعدی این است که در میان نویسندگان و تصویرگران این مجموعه، اسم‌های تازه‌ای می‌بینیم که این خود نوید ظهور نسل جدیدی در حوزه کتاب‌های کودک و نوجوان است.

نامزد دریافت جایزه‌ آسترید لیندگرن سپس گفت: اتفاق دیگر، شیوه تهیه و تولید این کتاب‌ها است که به‌صورت کارگاهی انجام گرفته است. در این زمینه مهم این است که بدانیم منظور از کار کارگاهی چیست. ما در ایران کارگاه تولید کتاب داریم اما شاهد هستیم که در این کارگاه‌ها کتاب به‌صورت مکانیکی تولید می‌شود. حال آن‌که کارگاه کتاب‌های تصویری انتشارات فنی بسیار حرفه‌ای عمل کرده و درواقع تشکیل کارگاه، برای پر کردن جای ادیتور در روند نشر است. به‌این‌صورت که نقش ادیتور را در این کارگاه‌ها، سرپرستان تیم‌ عهده‌دار بوده‌اند.

عطیه تک‌تهرانی، کارشناس محیط زیست کارگاه کتاب‌های «سپیدار» دیگر سخنران این مراسم بود. او درباره این کارگاه و شیوه‌ی مدیریت آن توضیح داد: در این کارگاه تلاش کردیم در نهایت واقعیت را به نویسندگان و تصویرگران نشان دهیم؛ به همین خاطر نویسنده‌ها و تصویرگران نیاز به مطالعه داشتند. این کتاب‌ها در پنج دسته موضوعی از جمله، زیستگاه‌ها و شکار ارائه شدند که همگی بر تعاریف دقیق علمی استوار هستند.

در بخشی دیگر از این نشست علی بوذری بیان کرد: داستان کارگاه سپیدار برای من خیلی جالب بود، چرا که آن را یک ایده پیش‌رو و تراز اول می‌دانم و تا جایی که اطلاع دارم، پیاده‌سازی چنین ایده‌ای تا به حال در دنیا صورت نگرفته است.

مدیرعامل انجمن تصویرگران ادامه داد: نویسنده و تصویرگر معمولا به‌صورت فردی کار می‌کنند و همیشه نویسنده نگران چگونگی بازنمایی تصویری داستانش است. به همین علت نویسنده اغلب مجبور است همه‌چیز را بنویسد چون نمی‌داند تصویرگری که ناشر انتخاب خواهد کرد، چه برنامه‌ای دارد و احتمالا حتی مذاکره‌ای هم میان نویسنده و تصویرگر صورت نخواهد گرفت.

او کتاب های تصویری «سپیدار» را کتاب‌های علمی دانست و گفت: اگرچه این کتاب‌ها به‌عنوان داستان معرفی شده‌اند اما با توجه به شیوه کار در کارگاه‌ها و دقتی که اعمال شده، در دسته‌بندی علمی هم قرار می‌گیرند. تصویرگران این کتاب‌ها متعهد بوده‌اند مطابق با تصاویر اصلی تصویرگری کنند، مطالعه کنند تا تصویر دقیق‌تری را از آن‌چه تماما برساخته تخیل است، ارائه دهند که این اتفاق قابل تامل و تقدیر است.

در بخش دوم این مراسم سیدرضا کروبی، مدیرعامل انتشارات فنی ایران توضیحاتی درباره این پروژه و پیشینه آن در این انتشارات ارائه داد و اظهار کرد: انتشارات فنی ایران در سال ۱۳۶۰ تاسیس شد و با هدف انتشار کتاب‌های فنی و حرفه‌ای شروع به کار کرد که در آن دوره نیاز جامعه کتاب ایران بود. از سال ۱۳۷۴ به‌مرور انتشار کتاب‌های زیست‌محیطی هم به حوزه فعالیت انتشارات اضافه شد. این کتاب‌ها در ابتدا با عنوان «کتاب‌های سبز» معرفی شدند و در سال ۱۳۷۹ حوزه کودک و نوجوان را نیز در برگرفت. جشنواره «سپیدار» را از سال ۹۴ با هدف افزایش آگاهی زیست‌محیطی کودکان و نوجوانان به ویژه دانش‌آموزان راه‌اندازی کردیم و تا سال ۱۳۹۶سه دوره از آن برگزار شد. در این زمینه بیش از ۲۰۰ کتاب تالیفی داشتیم و فعالیت‌های دیگری مثل انتشار ۳ مجله محیط‌زیستی و راه‌اندازی پایگاه خبررسانی محیط‌زیستی را هم به انجام رساندیم. جدیدترین فعالیت انتشارات فنی ایران در حوزه محیط زیست، راه‌اندازی همین کارگاه‌ها بود. امیدواریم به‌رغم شرایط بیرونی که همواره برای فعالیت‌ها وجود دارد، بتوانیم به کارمان ادامه دهیم و سایر ناشران هم وارد این حوزه شوند، چرا که مسائلی از این دست، جنبه اجتماعی دارد و همه مردم باید از آن آگاهی داشته باشند.

این ناشر  ادامه داد: از طرفی، در مورد انتشار کتاب، ما درها را باز گذاشتیم تا کتاب‌اولی‌ها هم بتوانند به یک اندازه فرصت داشته باشند و این مسئله را ریسک تلقی نکردیم. به این فکر کردیم که اگر بتوانیم این ژانر را در جامعه نشر رواج دهیم، پاداش خودمان را گرفته‌ایم. توضیح آن‌که کاغذ مورد استفاده در این کتاب‌ها، از جنگل‌های پایدار صنعتی تهیه شده که با نشان  FSC شناخته می‌شوند. تلاش ما بر این است که در این زمینه هم پیشگام بوده و شاهد انتشار کتاب‌های بیش‌تری با کاغذهای FSC باشیم.

در پایان، فریدون عموزاده خلیلی که در کنار هدی حدادی و کیانوش غریب‌پور، یکی از مربیان بخش داستان و تصویر خالقان آثار در کارگاه‌ها بود، توضیحات خود را به این‌صورت ارائه داد: تجربه کارگاه‌ها منحصربه‌فرد بود. برای آفرینش این کتاب‌ها دعوای بین نویسنده و تصویرگر وجود نداشت و این همان ایده‌ای است که ما از چهار، پنج سال پیش دنبال می‌کنیم. ما به این نتیجه رسیدیم که باید تجربه جدیدی را در خلق کتاب‌های تصویری شروع کنیم که در نهایت این ایده، بستر راه‌اندازی کارگاه‌های سپیدار را با تمرکز روی یک موضوع خاص فراهم کرد. تشکیل این کارگاه‌ها اتفاق خوبی بود و ۲۰ نویسنده، تصویرگر و همچنین کارشناسان حاضر در این کارگاه‌ها، همگی چیزهای بیش‌تری را با تجربه کارگاه یاد گرفتند. نویسندگان این کتاب‌ها حالا به درک بهتری از تصویر رسیده‌اند و تصویرگران نیز از داستان بیش‌تر می‌دانند.

۱۸ عنوان کتابی که با عنوان کتاب‌های «سپیدار» در این آیین رونمایی شدند، عبارتند از: «چقدر پر»، «شکارگاه عجیب»، «بوق نزن سوت بزن»، «قانون‌های آبکی»، «کسی از هیولا خبر ندارد؟»، «یکی مثل من!»، «غول رودخانه و پل آرزو»، «عروس دریایی خوشمزه‌ی لعنتی»، «خرابکارهای دوست‌داشتنی»، «ماشین افادهای»، «آلبوم عکس یک روباه خیالاتی»، «سنجاب کجا رفته بود؟»، «راز آدم فضایی»، «بالش پرنده»، «باغ آدمیزاد»، «این صدای کی بود؟» و «پسر دود».

خبر نقد معرفی کتاب خرید

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...