سرنوشت زنان و دختران در کتابفروشی ها

۶ مهر ۱۳۹۵
رمان «سرنوشت زنان و دختران» نوشته آلیس مونرو با ترجمه مریم عروجی توسط انتشارات بوتیمار منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، رمان «سرنوشت زنان و دختران» نوشته آلیس مونرو به تازگی با ترجمه مریم عروجی توسط انتشارات بوتیمار منتشر و راهی بازار نشر شده است.

آلیس مونرو نویسنده کانادایی برنده جایزه نوبل، این کتاب را در سال 1971 منتشر کرده است. مونرو مجموعه داستان‌های مختلفی به چاپ رسانده است اما «سرنوشت زنان و دختران» یکی از رمان‌های اوست و فصولش، توصیفی از تجربیات دوران نوجوانی دختری به نام دل جردن هستند.

مونرو مضامین داستان هایش را از زندگی روزمره مردم انتخاب می کند و نگاه ویژه‌ای به مسائل و جزئیات زندگی زنان دارد. هرچند به مشکلات و دغدغه‌های دختران جوان بیشتر علاقه دارد، اما در کتاب‌های اخیرش به مسائل زنان میانسال و سالمند توجه بیشتری نشان داده است.

این کتاب حاوی 8 داستان کوتاه با این عناوین است: فلتس رُد، وارثان جسم زنده، پرنسس آیدا، عصر ایمان، تشریفات و تغییرات، سرنوشت زنان و دختران، غسل تعمید، عکاس.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

امیدوار بودیم که اقلا برای بنزین در جایی توقف کنیم که نوشابه گازدار سرد می‌فروخت. آرزو داشتم تا پاترفیلد یا بلوریور سفر کنم؛ شهرهایی که جاده شان به سادگی، ناشی از مکان‌هایی است که ما نمی‌شناسیم و شهرتشان به اندازه جوبیلی نیست. با راه رفتن در خیابان‌های یکی از این شهرها احساس گمنامی همچون شیئی تزئینی، یا مثل دم طاووس داشتم. اما گاهی وقت‌ها، هنگام عصر، این امیدها فروکش می‌کرد، یا بعضی از آن ها که همیشه خلئی به جای گذشته بود، برآورده می‌شد.

فرا رسیدن تاریکی و هوای سرد پیش رویی که از طریق سوراخ کف ماشین می‌آمد، سر و صدای موتور کهنه، سردی حومه شهر سبب شده بود که ما با یکدیگر کنار بیاییم و ما را به خانه سوق می‌داد. ما از منطقه‌ای عبور می‌کردیم که نمی‌دانستیم عاشقش هستیم، جاده‌هایی که صاف و هموار نبود، اما منقطع و فاقد توازن قابل تشخیص بود. همچنین تپه‌های هموار، زمین‌ها و چاله‌هایی که پر از علف هرز، باتلاق و شاخ و برگ بود. درختان نارون بلند، جداگانه، هر یک به سادگی، تصویری از خود به تماشا گذاشته بود که محکوم به فنا بود، اما ما نمی‌دانستیم که این گونه است. آن‌ها به شکل بادبزن‌های نیمه باز بودند که گاهی اوقات به شکل چنگ در می‌آمدند. جوبیلی، از ارتفاع سه مایلی، در بزرگراه شماره 4 قابل رویت بود.

این کتاب با 348 صفحه، شمارگان 500 نسخه و قیمت 280 هزار ریال منتشر شده است.

کلیدواژه ها: ادبیات ترجمه 

گزارشی از بازار نشر 2015
سال 2015 پر از حرف‌های پوچ و کلمات توخالی بود اما کتاب‌های حقیقی و داستانی خوب، صادق و حتی قدرتمند توانستند به موفقیت برسند. خود صنعت کتاب هم شاهد یک پیروزی بود چون تعداد کتاب‌های فیزیکی فروخته شده از کتاب‌های الکترونیکی کیندل بالاتر بود. بعد از 10 سال سکوت، کازوئو ایشیگورو بازگشت و خوانندگانش را با کتاب تمثیل‌مانند «غول دفن‌شده» که در آن اژدها و شوالیه‌های شاه آرتور هم بودند، به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرد و بعد از 14 سال دوری، میلان کوندرا در قالب سایه‌ای از خود قبلی و پرطراوتش برگشت. ...
گونتر گراس: در بچگی دروغگوی بزرگی بودم!
خوشبختانه مادرم دروغ های مرا خیلی دوست داشت. من به او قول های حیرت انگیز می‌دادم. به من می گفت، تو الان داری داستان های حیرت انگیزی درباره سفر آینده مان به ناپل برایم تعریف می کنی و از این حرف ها... من از سنین خیلی کم نوشتن دروغ هایم را شروع کردم. و همچنان به این کار ادامه داده ام! ... گونتر گراس با وجودی که یکی از برندگان نوبل ادبیات بود؛ اما ورودش به اسرائیل "ممنوع"بود. ...
"پایان تک صدایی" در صدا و سیمای ملی
نکته قابل تامل درباره این مراسم، عدم پوشش خبری آن توسط طیف وسیعی از رسانه های دولتی است. خبر برگزاری این مراسم که دو روز قبل به تمام رسانه‌ها ارسال شده بود؛ متاسفانه فقط در برخی _ که غالبا غیر دولتی هستند_ منتشر شد. جالب اینکه "خبرگزاری مهر" با وجودی که تنها رسانه‌ی دولتی بود که این خبر را منتشر کرد؛ اما ساعتی بعد آن را از روی خروجی حذف کرد! ...