به گزارش ایرنا، کتاب قفل‌های دست‌ساز آذربایجان نوشته رحمان احمدی‌ ملکی را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری(متن) منتشر کرد.

براساس اعلام روز شنبه روابط‌عمومی فرهنگستان هنر، این کتاب در چهار فصل شامل پیشینه تاریخی قفل‌سازی، قفل‌های ثابت چوبی، قفل‌های ثابت فلزی و قفل‌های آویز تهیه شده است.

نویسنده در مقدمه کتاب آورده است: «در بررسی حاضر دو جنبه (علائم و نسبت‌های هنری و گونه‌های کاربردی مبتکرانه) در مقایسه با هم مورد انطباق و بازنگری قرار گرفته‌اند. در روند تحقیق، انواع مختلف قفل‌ها به سه گروه عمده تقسیم شده است: ۱. چوبی متصّل به درها (قفل‌های کلون‌دار)؛ ۲. فلزی متصّل به درها و تعبیه‌شده در صندوق‌ها؛ و در نهایت ۳. قفل‌های فلزی منفصل (آویز). در معدود کتاب‌ها و تحقیق‌هایی که درباره قفل‌ها در دست داریم، غالباً از نوع سوم تصاویری ارائه و به شرح کوتاهی درباره آنها پرداخته شده است. در عین حال که گاه اشاره‌ای کوتاه به قفل‌های نوع اول می‌گردد، اما تقریباً در هیچ‌یک از آنها بررسی قابل‌توجهی از قفل‌های نوع دوم دیده نمی‌شود؛ در حالی که این نوع قفل‌ها با تنوع و ساختارهای بسیار بدیع و پربازده، یکی از گونه‌های منحصر و متناسب با مکان کاربرد در برخی محیط‌ها و مناطق، به‌ویژه آذربایجان بوده‌اند. در نوشتار اخیر با توجه به کیفیت فنی و هنری قفل‌های دیگر تلاش بر این بوده که در حد امکان قسمتی از این خلأ پر شده و شماری از قفل‌های فلزی نیز بررسی شوند.»

کتاب قفل‌های دست‌ساز آذربایجان را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) در ۳۵۶ صفحه و با شمارگان ۵۰۰ نسخه، با بهای ۶۰هزار تومان روانه بازار کتاب کرده است.

روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...