به گزارش مهر، نشست نقد و بررسی کتاب «یک محسن عزیز» روایتی مستند از زندگی شهید محسن وزوایی، نوشته فائضه غفار حدادی،  عصر چهارشنبه ۲۹ آبان با حضور نویسنده اثر، جواد کامور بخشایش، منتقد اثر، میثم رشیدی، کارشناس مجری و جمعی از علاقه‌مندان به کتاب و کتابخوانی در کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران برگزار شد.

جواد کامور بخشایش با ابراز خرسندی از برگزاری این نشست گفت: هر کتابی شایسته نقد نیست و از این بابت به نویسنده و همه دست اندرکاران این کتاب تبریک می‌گویم که این شایستگی و ویژگی را پیدا کرده است. این کتابی است که درباره شهید محسن وزوایی از فرماندهان نابغه دفاع مقدس است که درباره ابعاد مختلف شخصیتی این شهید می توان کتاب های مستقل و جداگانه ای نوشت. با توجه به فرآیند تولید این کتاب، مخاطب درمی‌یابد این بوده که از شهید محسن وزوایی، یک محسن عزیز به جامعه معرفی کند.

جواد کامور بخشایش درباره سبک این کتاب نیز عنوان کرد: در ادبیات ما سبک‌های مختلفی در نوشتن از شهدا رایج است، می‌توانم بگویم که به این یقین رسیده ام این کتاب به لحاظ نگارش، پژوهش و پردازش، سبک جدیدی پیش پای ما می گذارد. به طوری که نویسنده از نوشته ها و سبک‌های کلیشه ای عدول کرده که قطعا هم مخالفان جدی و هم موافقین جدی خواهد داشت و این اتفاق بسیار مهم و مثبتی است.

این پژوهشگر و منتقد ادبی با اشاره به خلاقیت‌های بکار گرفته شده در انتشار این کتاب گفت: این کتاب توجه ویژه‌ای به بحث واقعیت افزوده در کتاب دارد، به طوری که تمامی اسناد و تصاویر و حتی فیلمی که تصاویر آن در این کتاب به صورت سیاه و سفید آمده، می‌توان با استفاده نرم افزار معرفی شده، تمامی آن اسناد، عکس‌ها و فیلم‌ها را به صورت کامل و رنگی مشاهده کرد که این یک نوآوری از سوی انتشارات سوره مهر بوده است.

وی با اشاره به بعد معرفت‌شناختی در زندگینامه نویسی، گفت: سبک اعلامی این کتاب توسط نویسنده، روایت مستند عنوان شده است. اما متن کتاب و واژه هایی که نویسنده در متن کتاب استفاده می‌کند، آن را از یک زندگی نامه داستانی به یک سفرنامه عرفانی تبدیل کرده است. به همین دلیل من معتقدم که این کتاب یک سفرنامه عرفانی است تا یک زندگینامه انسانی؛ نویسنده جسارت به خرج داده و وارد دنیای دیگری شده که از آن نوشته های کلیشه ای فاصله گرفته است.

این منتقد درباره برخی ویژگی‌ها و نقاط قوت این کتاب گفت: نکته اول توان قلمی در پردازش زندگی شهید است و نکته دوم پیگیری و سماجت نویسنده در ارتباط با خانواده شهید حتی تا خارج از کشور بوده که توانستند نامه های شهید را از دوران قبل از انقلاب تا شهادت او منتشر کند و همچنین با افرادی که تا کنون در این باره حاضر به گفتگو نشدند، گفتگو کند. نقطه سوم نیز یک نوار کاست ۹۰ دقیقه ای از خود شهید که قبلا پیدا شده بود و یک نسخه آن در بخش های اسنادی و نسخه دیگر نزد یکی از اعضای خانواده باقی و پنهان مانده بود که نویسنده توانست با سماجت این اسناد را که مهمترین فرازهای زندگی شهید از عملیات فتح المبین را بیان می‌کند، در این کتاب منتشر کند.

عبدالرضا وزوایی، برادر شهید محسن وزوایی نیز در این نشست طی سخنانی گفت: با شنیدن صحبت‌های خانم غفار حدادی دلگرم شدم و در طول چند جلسه ای که در این رابطه داشتیم، برای من واضح شد که ایشان اخلاص شدیدی در کارشان و ارتباط با شهدا و به خصوص شهید محسن وزوایی داشتند و این کار را فراتر از یک کار اداری و وظیفه سازمانی می‌دانستند. آغاز این همکاری و پیگیری‌های ایشان باعث شد از مسائلی درباره شهید وزوایی مطلع شویم که در این ۴۰ سال بر ما پوشیده بود. مانند نامه‌های ایشان که سال‌ها نزد خواهرم در خارج از کشور پنهان مانده بود. این موضوع باعث شد تا من هم برای جمع آوری آثار، عکس، فیلم، نامه و هر آنچه در باره شهید وجود داشت، تلاش کنم.

برادر شهید محسن وزوایی یادآور شد: خوشبختانه نکته مشترکی که در آغاز این کار بین من و خانم غفار حدادی وجود داشت این بود که هر دو معتقد بودیم که درباره شهدا نباید دروغ گفت، غلو کرد و باید حقیقت را گفت. امروز شهادت می‌دهم که اگر چه ممکن است مقدار بسیار کمی خطای غیر عمد در هر کاری از جمله این کتاب وجود داشته باشد، اما بیش از ۹۵ درصد مطالب ارائه شده در این کتاب با استناد به منابع معتبر بوده و سراسر حقیقت است. گرچه هنوز حقایق بسیاری از شهید محسن وزوایی وجود دارد که هنوز مطرح نشده است. چرا که در طول سه سال مدت نگارش این کتاب، همواره مطالب و اسناد جدیدی از ایشان کشف می‌شد و حتی از زمان انتشار کتاب تا کنون هم مطالبی به دست ما رسیده که بخش دیگری از حقایق درباره این شهید را عیان می‌کند که مجال ارائه در این کتاب را پیدا نکرد.

وی همچنین درباره برخی انتقادات مطرح شده درباره این کتاب گفت: انتقاداتی درباره متن کتاب وجود داشت، اما خانم حدادی با هدف گیری مناسب نسبت به مخاطبانش، بهترین زبانی که می‌توانست برای اثرگذاری بر آنها انتخاب کند را بکار گیرد. این کتاب سعی نکرده محسن را دست نیافتنی کند، بلکه این امید را می‌دهد که ما نیز می‌توانیم با خلوص نیت و عمل صالح می‌توانیم با الگوبرداری از شخصیت شهید به این جایگاه برسیم.

کارو ولش تو ادعا که بیستیم؛ جز خودمون به فکر هیچکی نیستیم... کنج اداره عمرمون تباه شد؛ بس که نشستیم دلمون سیاه شد... نمی دن آدمو فرشته‌ها لو؛ کسی نمی گیره از آدم آتو... قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود؛ ارزش صندلی به صاحبش بود... فقیه اگه بالای منبر می‌نشست؛ جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست... مردا بدون میز هم عزیزن؛ رفوزه‌ها همیشه پشت میزن ...
چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...