ترجمه دایرةالمعارف بریتانیکا که برای نخستین بار در ایران با تلاش گروهی از مترجمان در حال پیگیری است.

عبدالحسین سعیدیان، مترجم، محقق و استاد دانشگاه که در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ضمن اعلام این خبر به فارس گفت: «هدف ما از ترجمه دایره‌المعارف بریتانیکا تلاش برای ارتقای فرهنگی جامعه جوان، اندیشمندان و محققان نوپاست و انتظار داریم مسئولان فرهنگی با گروه ترجمه در انجام این کار بزرگ، همیاری و همکاری داشته باشند.»

سعیدیان که تاکنون علاوه بر نوشتن دایرة‌المعارف‌های متعدد و تالیفات گوناگون، ترجمه‌ها مختلفی را نیز به جامعه فرهنگی کشور ارائه داده است از مسئولان فرهنگی خواست همانند بعضی کشورها، ترجمه دایره‌المعارف‌های بزرگ دنیا را در قالب جزوه در اختیار دانشجویان و علاقه‌مندان قرار دهند.

او که تاکنون حدود 30 عنوان کتاب را به دست انتشار سپرده است، علاوه بر اقدام ترجمه بریتانیکا اخیرا به تهیه کتاب "دایره‌المعارف بزرگ نو" در 10 جلد با 9 هزار و 632 صفحه حاوی حدود 40 هزار مقاله، موضوع و مدخل در زمینه‌های گوناگون اقدام کرده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...