ایرنا_ کتاب «وقتی مژی گم شد» از مجموعه‌ی رمان نوجوان امروز نوشته‌ حمیدرضا شاه‌آبادی برای چهارمین بار از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بازنشر شد. این رمان سرگذشت دو خانواده‌ است که هر یک دختران نوجوانی به نام‌های مژگان و مژده دارند و همه اعضای خانواده و فامیل، این دو را با نام «مژی» صدا می‌زنند.

مژده شانزده و مژگان هفده سال دارد و دو دخترخاله هستند. آن دو به همراه خانواده‌های‌شان به سفر می‌روند. پدر که فراموش کرده داروی خود را بیاورد، مژگان را مقصر می‌داند و او را سرزنش می‌کند. فردای آن روز مژگان ناپدید می‌شود و ادامه‌ی ماجرا... رمان «وقتی مژی گم شد» به فرار دختران از خانه و برخی علت‌های آن توجه دارد و به نوجوانانی که درگیر ماجراهایی خانوادگی هستند یادآوری می‌کند که فرار راه حل نیست.

شاه‌آبادی در این رمان تلاش کرده عاقبت دوستی با رفیق ناباب را به نوجوانان دختر نشان دهد تا با عاقبت کارهای بی‌اساس و بی‌تدبیر خود آشنا شوند. رمان «وقتی مژی گم شد» برای نوجوانان ۱۵ سال و بالاتر مناسب است و اولین بار در سال ۱۳۹۱ منتشر شد.

این کتاب با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه بازنشر شده که در مجموع ۲۰هزار جلد از آن تاکنون به چاپ رسیده است. علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را با قیمت ۱۲هزار تومان از فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سراسر کشور و مجموعه‌های شهر کتاب‌ خریداری کنند.

بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...