با نزدیک شدن به آغاز سال جدید میلادی، نشریه نیویورک‌تایمز فهرستی از برترین آثار چاپ‌شده حوزه کودک و نوجوان را معرفی کرده است.

به گزارش ایسنا،‌ پس از معرفی برترین آثار سال ۲۰۱۹ در حوزه رمان،‌ غیرداستانی  و شعر، نوبت به معرفی برترین‌های حوزه ادبیات کودک می‌رسد. در این گزارش به منتخبی از فهرست برترین کتاب‌های کودک و نوجوان سال ۲۰۱۹ نشریه نیویورک‌تایمز اشاره می‌کنیم.

«پسر خوب» اثر «سرگیو روزیر»‌

این کتاب که هر صفحه آن شامل دو کلمه می‌شود، داستان پسربچه‌ای را روایت می‌کند که با بیان کلماتی همچون «‌بشین» و «بپر» سعی در آموزش این مفاهیم به سگش را دارد.

«پدر من یک موتور دارد» اثر «ایزابل کوئنتیرو»‌

در این کتاب داستان گردش لذت‌بخش دختری را می‌خوانید که سوار موتور پدرش شده و در این بین دوستان و اقوام خود را ملاقات می‌کند.

«رودخانه» اثر «الیشا کوپر»

نویسنده این اثر سفر خیالی و چندروزه یک زن تنها به رودخانه «هادسون»،‌ حقایقی درباره رودخانه، مناظر و ... را در قالب یک داستان برای خواننده بیان می‌کند.

«کوچک‌ در شهر» اثر «‌سیدنی اسمیت»‌

در این کتاب که  خود نویسنده تصویرگری آن را برعهده داشته، داستان کودکی را می‌خوانید که با پای پیاده و یا گاهی با استفاده از اتوبوس در سطح شهر دنبال فردی می‌گردد، اما خواننده تا پایان داستان نمی‌تواند تشخیص دهد این کودک به دنبال کیست.

«ترومن» نوشته «جین ریدلی»‌ و به تصویرگری «لوسی روث کامینس»

زمانی که دختری به نام «‌سارا»‌ برای نخستین روز مهدکودکش، خانه را ترک می‌کند،‌ حیوان خانگی‌اش که یک لاک‌پشت است طی یک اقدام شجاعانه تصمیم می‌گیرد او را پیدا کند.

«تمام خاکستری‌های روی خیابان گرین» اثر «لورا تاکر»

 این کتاب  داستان یک دختر دوازده‌ساله را در سال ۱۹۸۱ روایت می‌کند که چطور یاد می‌گیرد با رفتن پدرش  و افسردگی مادرش کنار بیاید.

«جاسپر ماه ژوئن من» اثر «لورل اسنایدر»

در این کتاب داستان دختری را می‌خوانید که برادرش را گم کرده و  خودش در جنگلی سرگردان می‌شود و در این بین با دختری غیرعادی آشنا می‌شود که به نظر می‌رسد جادویی باشد. این درحالی است که حقیقت ماجرای این دختر غیرعادی بسیار غم‌انگیز است. 

«دانش‌آموز جدید»  اثر «جری کرفت»

شخصیت اصلی این کتاب گرافیکی یک پسر هنردوست کلاس هفتمی است که به عنوان یکی از معدود دانش‌آموزان آفریقایی آمریکایی به یک مدرسه خصوصی وارد می‌شود.

«در مکان‌هایی بیش از سایر مکان‌ها»‌ اثر  «رنی واتسون»

یک دختر یازده‌ساله آفریقایی آمریکایی اهل «پورت‌لند» در سفری به «‌هارلم» با رازهای خانوادگی و تاریخ فرهنگی‌اش آشنا می‌شود.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...