کتاب «روایت و ذهن نویسا» به قلم کوروش علیانی و توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، علیانی در این کتاب می‌کوشد تا در مورد مفهوم روایت و کارکردهای آن شرحی جدید به دست بدهد. به زعم نویسنده، روایت یک فرآیند شناختی است نه یک محصول زبانی و روایت را با تصویرها می‌سازیم نه با واژه‌ها.

کتاب «روایت و ذهن نویسا» در 8 فصل و 5 ضمیمه تنظیم شده است. «چرا روایت مهم است؟»؛ «روایت چیست؟»؛ «روایت چه طور پدید می‌آید و ذهن چطور کار می‌کند؟»؛ «خیال، واقعیت، جعل و خیالینگی»؛ «باورهای ما را روایت‌ها می‌سازند» و ... عناوین برخی از فصول کتابند.

عناوین پنج یادداشت یا ضمیمه کتاب هم عبارتند از: درباره اطلاعات ضمنی در روایت، درباره تأثیر و تأثر مخاطب، راوی و روایت؛ درباره روایت شاهدان عینی؛ درباره نسبت ادبیات و روایت و درباره نسبت ذهن، جهان و روایت.

کتاب «روایت و ذهن نویسا» نوشته کوروش علیانی در 248 صفحه و با قیمت 28هزار تومان توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شده است.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...