به گزارش ایبنا، آیین رونمایی از کتاب «در جستجوی مهتاب» عصر دیروز 16 آذر در تماشاخانه مهر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد. کتاب «در جستجوی مهتاب» شامل گفت‌وگوی بلند حسین قرایی با حمید حسام است.

حسام دیده‌بان جنگ است
 وهاب همدانی فرزند شهید حسین همدانی در ابتدای این مراسم با بیان خاطراتی از پدرش گفت: زمانی که حمید حسام کتاب «خداحافظ سالار (خاطرات همسرِ سرلشکر شهید حاج حسین همدانی)» را نوشت 9 ماه تمام شبانه روزی روی کتاب کار می‌کرد و برای خودش اصولی داشت که از آن اصول کوتاه نمی‌آمد. زمانی که کار به مرحله انتشار رسید مادرم خواب دید که تشییع پیکر پدرم در حرم حضرت زینب (س) در حال برگزاری است و استاد حسام نخستین کسی است که در این مراسم حضور دارد.

او با بیان اینکه حسام با قلمش سبک جدیدی از زندگی شهدا را بیان کرده است، گفت: حسام دیده‌بان زمان جنگ است و با نکته سنجی و ظرافتش زندگی رزمندگان را به نسل امروز و نسل‌های بعد معرفی می‌کند. این نشان می‌دهد او یک رسالت و دغدغه برای خودش دارد. سلاحی که از جنس خود انسان‌هاست و در این راه کار خودش را با قدرت ادامه می‌دهد تا سبک زندگی رزمندگان و شهدای مدافع حرم را به نسل جدید منتقل کند.

دفاع حسام از قیصر امین‌پور
سپس مصطفی محدثی خراسانی با خواندن دوبیتی «شام است، به صبح محشر اندازیمش/ در حال و هوای دیگر اندازیمش/ آن طرح نوی که در سر حافظ بود/ ما آمده‌ایم تا در اندازیمش» با بیان اینکه در کتاب «در جستجوی مهتاب» شخصیت حمید حسام به کاملی بیان شده است، تصریح کرد: کسانی می‌توانند درباره دفاع مقدس بنویسند که شایستگی برآمده از جان داشته باشند.

او سپس خاطره‌ای از روزهای اول کارش در حوزه هنری و «مجله شعر» را بیان کرد و ادامه داد: در زمان آغاز مجله شعر تصمیم داشتیم به قیصر امین‌پور بپردازیم که در همین حوزه هنری مخالفان جدی برای این موضوع بودند. به دلیل اینکه اعتقاد داشتند دیدگاه قیصر نسبت به انقلاب تغییر کرده است اما در همان زمان حمید حسام به دلیل عمق دریافت‌هایی که در آن سال‌ها داشت از این موضوع رفع شبهه می‌کند.

اسطوره‌ها به وسیله نویسندگان ایجاد می‌شود
دیگر سخنران این مراسم یوسف قوجق، نویسنده و عضو انجمن قلم ایران بود. او در سخنانی گفت: هیچ نویسنده‌ای نیست که آثارش خالی از اسطوره باشد. اسطوره‌ها در جامعه به واسطه نویسندگان ایجاد می‌شود. بسیاری از نویسندگان دست به اسطوره‌سازی می‌زنند. اسطوره‌ها مردم را به خودباوری و تفکر در زندگی می‌رساند. نویسنده‌ای مانند حمید حسام با کارهای خوبش یکی از همین افراد است.

او ادامه داد: یکی از آثار حسام در این باره کتاب «آب هرگز نمی‌میرد» خاطرات جانباز میرزامحمد سلگی است که وقتی آن را می‌خوانیم با یک زندگی مواجه هستیم. در حقیقت سبک زندگی ما ایرانیان است که با آن غریبه شده‌ایم و سبک زندگی را به ما می‌آموزد که مورد نیاز ماست. در کتاب «وقتی که مهتاب گم شد» در حقیقت یک بازنمایی روشن از افکار کسانی است که در کارهایشان اسطوره‌ بوده‌اند. در کتاب «در جستجوی مهتاب» در مورد فردی است که اسطوره‌سازی کرد.

خط مشی برای نویسندگان جوان
در ادامه مراسم گلعلی بابایی، از نویسندگان دفاع مقدس با شعری از شاعر بسیجی زنده‌یاد ابوالفضل سپهر سخنانش را آغاز کرد و گفت: «کوه پرسید ز رود/ زیر این سقف کبود راز ماندن در چیست؟» حسین قرایی، نویسنده کتاب «در جستجوی مهتاب» یک آتش به اختیار تمام معنا است و یکی از کارهای مهمش تاریخ شفاهی است که برای اهالی ادب و هنر انجام می‌دهد. رهبر انقلاب بارها گفتند حسام درباره همه نوشته است کاش یکی پیدا می‌شد درباره حسام می‌نوشت. در این کتاب نویسنده به وجه هنری حسام پرداخته است که می‌تواند برای نویسندگان جوان خط مشی باشد.

رهبر انقلاب با رصد کتاب‌های دفاع مقدس بسیاری از نویسندگان را مطرح کردند
حسین قرائی، نویسنده کتاب «در جستجوی مهتاب» و فعال فرهنگی با اشاره به دیدگاه انقلاب اسلامی نسبت به شاعران و نویسندگان گفت: افتخار می‌کنم در عصری زندگی می‌کنیم که عصر زندگی خمینی بزرگ لقب گرفته است. افراد بزرگی در عصر ما زندگی کردند که افراد بزرگی بودند و امیدوارم تاریخ شفاهی را به صدمجلد برسانم.

او افزود: به نظرم کسی که در حوزه کار خودش دقت زیادی داشته باشد رهبر انقلاب اسلامی است. حکمت در کلمات رهبری موج می‌زند. ایشان با رصد کتاب‌های دفاع مقدس بسیاری از هنرمندان را مطرح و با نگاه هنرمندانه افراد را صید کردند.

نویسنده کتاب «در جستجوی مهتاب» اضافه کرد: حمید حسام شیوه‌های هنرمندانه را در کتابش انتخاب کرده که همه را با سند آورده است. حسام حتی زندگی خودش را بدون سانسور روایت کرده است. من هم‌اکنون از حسام می‌نویسم چون حسام از شهدا نوشته است.

قرائی افزود: ناشرانی مانند نشر شهید کاظمی با نیروهای کم هم اکنون در حوزه دفاع مقدس مشهور شده‌اند و امیدوارم این ناشران راه شهدا را در تولید و توزیع ادامه دهند.

لباس دفاع مقدس را از تن در‌آوردیم و لباس فرهنگی پوشیدیم
حمید حسام، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس که کتاب در جستجوی مهتاب در نتیجه گفت‌وگو با اوست در پایان این نشست گفت: این قالبی که ما در سال‌های اخیر در پیش گرفتیم در دهه‌های گذشته کمتر شناخته شده بود. زمانی که لباس مقدس دفاع مقدس را از تن درآوردیم دغدغه‌های فرهنگی پیدا کردیم و در دهه 70 مشخصا به اینگونه کارها و نوشتن رمان پرداختیم.

او افزود: فضای داستان در آن زمان بسیار کم بود و تنها امیرحسین فردی و محمدرضا سرشار داستان‌هایی می‌نوشتند. تصور می‌شد عنصر تخیل را در داستان‌های دفاع مقدس نباید به کار گرفت و من سال‌ها تلاش کردم تا این موضوع را حل کنم تا سرانجام کتاب «وقتی مهتاب گم شد» راهی بازار کتاب شد.

حسام اضافه کرد: برای اینکه آثارمان خواندتی‌تر شود باید نگاه‌ هنرمندانه را تزریق کنیم و نسبت به کارهایمان وسواس داشته باشیم و با نگاه ادیبانه به آثار نگاه کنیم. مباحثی را که موضوع آن را مهم نمی‌دانیم باید در کتاب بگوییم.

در پایان این مراسم با حضور محسن مومنی شریف، رییس حوزه هنری و نویسندگان و شاعران حاضر از کتاب «در جستجوی مهتاب» رونمایی شد.

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...