همسر شهید حاج عباس محمد ورامینی رئیس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) درنشست بررسی کتاب «درهیاهوی سکوت» ‌ زندگینامه این شهید گفت:‌ نویسنده کتاب بسیار راز دار بود و در انتشار خاطرات من از شهید امانت‌داری کرد و از درج این مطالب راضی‌ام.

سردار رشید سپاه حاج عباس محمد ورامینی دانشجوی پیرو خط امام خمینی (ره) و رئیس ستاد سپاه ۱۱ قدر و ستاد لشکر ‌ ۲۷محمد رسول الله (ص) در روزهای پایانی آبان ماه سال ۱۳۶۲ درعملیات والفجر چهار درفتح قله کانی مانگا از ارتفاعات پنجوین در جبهه غرب کشور به شهادت رسید.

به گزارش ایرنا، همرزمان و دوستان شهید خدمات این شهید بزرگوار را دوران مبارزات تا شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی، ‌ حضور وی در مناطق محروم کشور در سالهای ابتدایی انقلاب در کنار مستضعفین با هدف نبرد با فقر، ‌ همراهی با دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بعنوان مسئول شاخه عملیات نظامی، شرکت در مبارزه با منافقین و حضور در کردستان و مقابله با اشرار و کومله و همچنین اعزام به جبهه های نبرد و مقابله با بعثی ها از همان روزهای نخست آغاز جنگ تحمیلی و از فاتحین خرمشهر درعملیات بیت المقدس از شهید ورامینی به عنوان موسس کمیته و پایگاه شهدای پاچنار یاد می کنند.

کتاب درهیاهوی سکوت شامل روایت مستند زندگی شهید عباس ورامینی از سوی انتشارات ۲۷ بعثت منتشر شد. این کتاب را جواد کلاته عربی بر اساس پژوهش‌هایش در زندگی شهید ورامینی به رشته تحریر درآورده است.

به مناسبت بزرگداشت روز دانشجو، نشست ویژه بررسی کتاب «در هیاهوی سکوت» زندگی‌نامه شهید عباس ورامینی، دانشجوی پیرو خط امام و رئیس ستاد لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) برگزار شد.

خاطراتی از شهید ناگفته باقی ماند

 جهانگیری همسر شهید کتاب را مورد تقدیر قرار داد وبا بررسی و نقد محتوایی آن گفت:‌ ما در مورد تعریف کتاب به میزان زیادی به موضوع اصلی رسیدیم اما برخی صحبت‌ها در کتاب مطرح نمی‌شود، نشده و نخواهد شد و در ذهن من می‌ماند چرا که زندگی‌ها به نحوی است که فراز و فرودهایی دارد و نمی‌توان هر مطلبی را عنوان کرد هر چند کتاب اشکالات اندکی هم دارد.

خانم جهانگیری که خود از افرادی بود که در لانه جاسوسی بعنوان دانشجو حضور داشت با بیان اینکه مواردی از جمله غلط املایی در کتاب مشاهده می‌شود که امیدوارم در چاپ‌های بعدی مرتفع شود، افزود : برخی از مطالب در کتاب گفته نشده چرا که مثلا حاج عباس در جبهه دانشگاهی درست کرده بود که ثمرات بسیاری داشت. این از مواردی بود که دوستان مطلع شهید می‌توانند در این باره اطلاعات لازم و جامع را ارائه دهند. همسر شهید با اشاره به اینکه بسیاری از خاطرات از سوی دوستان و اقوام و همرزمان شهید ناگفته باقی ماند اظهار کرد : فرزندم محمد حسین که در زمان به دنیا آمدنش حاج عباس شهید شده بود اسامی افرادی را در اختیار نویسنده کتاب قرار داد اما نامی از این افراد نیامده است و از این بابت نگران است.

جهانگیری به خاطره سال‌های دور و زندگی با شهید ورامینی اشاره کرد و گفت: ‌در منزلی زندگی می‌کردیم که پسرم میثم خیلی کوچک بود. این خانه ۴۰ پله داشت تا به اتاق کوچکی برسیم. تقریبا ۸ پله را که سپری می کردیم آشپزخانه‌ای بود که کابینت کوچک فلزی و سینک داشت. میثم همیشه بیمار بود. در آن روزها هم عباس نبود. فرصتی داست داد تا غذایی ساده درست کنم. میثم را نگه داشته بودم تا به زمین نیفتد. اما در کسری از ثانیه وقتی برگشتم او با سر به زمین افتاد. از ترس پله‌ها را به پایین دویدم تا صاحبخانه ام را ببینم اما او هم منزل نبود. شروع کردم به گشتن دور سر میثم و می‌گفتم درد و بلایت به سر من بیاید و... و. بعد ماجرا را برای مادرم تعریف کردم و ایشان گفتند تو برای بچه یکساله اینکار را کردی ولی فکر من را نکردی من برای تو چه می‌کشیدم. واقعا هر مادری دلگرم فرزندش است. مادر شهید برایم عزیز بود و مهربان، با محبت راهنمایی خوبی برای من بود.

مادر حاج عباس خود فرزند شهید بود

وی با بیان اینکه با والدین شهید دوران بسیار خوبی را سپری کرده گفت :‌ مادر حاج عباس که خودد فرزند شهید بود خیلای عزیز بودند و بسیار مرا راهنمایی کردند ایشان خیلی مهربان بودند و ما در حدود یک و نیم سال با آنان در یک منزل زندگی کردیم.

کتاب دومی از خاطرات شهید تولید و منتشر شود

حاج علی ورامینی برادر شهید عباس ورامینی درباره کتاب با تشکر از نویسنده و مسئولان نشر۲۷ گفت :‌ برخی موارد که همسر شهید اشاره کردند درست بود. البته بحث نقد یا کوتاهی در نوشتن کتاب مطرح نبود. یادم هست با نویسنده کتاب آقای کلاته که صحبت می‌کردم به ایشان گفتم شخصیت وجودی حاج عباس مغفول مانده است و لازم است کتاب دومی نوشته شود تا آن بخش نادیده را تکمیل کند. چرا که خیلی از مسائل که به عنوان خاطره باقی مانده ظرفیت مبدل شدن به کتاب دوم را دارند.

وی با اشاره به کتاب شهید ابراهیم هادی گفت دو جلد از خاطرات این شهید بزرگوار چاپ شده که بسیار مورد توجه جوانان قرار گرفته است اگر خاطرات حاج عباس هم به کتاب ااضافه شود قطعا بیش از پیش توسط مخاطبان جوان استقابل می شود.

برادر این شهید در ادامه به خاطره‌ای از روزهای حضور هر دو برادر در جبهه اشاره کرد و افزود:‌حاج عباس در هنگام ورود به پادگان دوکوهه به بسیجی که ما را راه نداد اهانتی نکرد و برگه تردد ارائه کرد در صورتی که می توانست بگوید من مسئول ستاد هستم ولی این کار را نکرد.

شهید ورامینی عملیاتی و جزو اولین نفراتی بود که به جبهه رفت

علی زحمتکش از هم رزمان نزدیک شهید ورامینی با ذکر چند خاطره گفت:‌در شش مقطع با حاج عباس همکار بودم. اولین مقطع آن اما لانه جاسوسی بودکه ایشان توسط محمد رحمتی وزیر وقت و از موسسان جهاد دانشگاهی معرفی شد. حاج عباس پس از اشغال لانه نزد من آمد و با هم کار می‌کردیم. روزی قصد دیدار با امام را داشتیم که امام در جایی گفته بودند جایی را گرفته‌اید محکم نگه دارید و ما آن زمان دانشجو بودیم.

وی طبیعت شخصیت حاج عباس ورامینی را نظامی دانست و توضیح داد: او تمیز، مرتب و ذهن منظمی داشت. جسمی آماده داشت چرا که دوره‌هایی که دیده بود و بسیار به ما کمک می‌کرد. او در ادامه فعالیت‌هایش جانشین معاون عملیات لانه شد و پس از آن کار آموزشی در لانه جاسوسی و کمیته دانشگاه شریف را راه‌اندازی کرد.

زحمتکش شهید عباس ورامینی را به آداب نظامی مسلط دانست و گفت: کلاس‌های تئوریک اغلب در لانه جاسوسی برگزار می‌شد و مسئول آن حاج عباس بود اما پس از مدتی حاج عباس به جای من مسئول لانه شد. اما وقتی جنگ آغاز شد او جزو اولین افرادی بود که به منطقه اعزام شد. او حتی پیش از من در منطقه بود. او عنصر ستادی نبود اما تشخیص داد باید نیروها را آموزش دهد، پس ابتدا به خط مقدم رفت و سپس برای آموزش نیروها به عقب برگشت.

 کتاب زندگی شهید عباس ورامینی در نمایشگاه بیروت

مازیار حاتمی مدیر انتشارات ۲۷ بعثت درباره روند انتشار کتاب اظهار داشت: کتاب سال گذشته زمستان و پس از حدود دو سال و اندی تحقیق و پژوهش توسط آقای کلاته تحریر شد و بلافاصله منتشر شد. در مدت کمتر از یک سال (۱۰ ماه) اکنون چاپ دوم کتاب رو به اتمام است و به زودی چاپ سوم آن روانه بازار خواهد شد که این موضوع در نوع خود موفقیت نشر ۲۷ و آقای کلاته را نشان می‌دهد.

حاتمی با اعلام اینکه کتاب «در هیاهوی سکوت» امسال در نمایشگاه کتاب به یک ناشر لبنانی ارائه شد، تصریح کرد: رسم این است که ناشران خارجی ابتدا کتاب‌ها را مطالعه و بعد برای ترجمه وچاپ اقدام کنند. یکی از کتاب‌های منتخب آنها همین اثر بود که ترجمه‌اش به پایان رسیده و اسفند ماه سال جاری در نمایشگاه کتاب بیروت ترجمه عربی آن رونمایی خواهد شد.

وی زندگی‌نامه‌هایی چون «در هیاهوی سکوت» را مورد توجه مخاطبین و علاقه‌مندان کتاب برشمرد و توضیح داد: این گونه آثار اغلب همانند کتاب «شاهین بر آفتاب» مستند هستند ولی قسمت روایی کتاب پررنگ‌تر مطرح می‌شوند.

 عباس ورامینی الماسی بود که باید معرفی شود

سردار پاسدار گلعلی بابایی اظهار داشت: در مسیر کاری که برای لشکر ۲۷ در جهت تهیه کارنامه عملیاتی انجام می‌دادیم از ابتدای امر و تشکیل تیپ حاج عباس در تمامی موارد دیده می‌شود. این رد پا تا شهادت او ادامه دارد زیرا او در مقاطع مختلف حضور داشت و مقطع به مقطع بالا آمد.

وی با اشاره به کار ارزشمند جواد کلاته نویسنده کتاب در شناساندن این در گرانبها (عباس ورامینی) اظهار کرد :" حسین بهزاد همیشه از حاج عباس به عنوان در گرانبها یاد می‌کند و معتقد است باید به جامعه معرفی شود و امروز می‌بینیم نویسنده این الماس تراشیده را معرفی کرد. ضمن اینکه انتقادات باید در چاپ‌های آتی برطرف شود.

بابایی انقلاب را مدرسه‌ای دانست که حاج‌عباس‌ها در آن رشد کردند و توضیح داد: گفتن اینکه شاهرخ ضرغام‌ها از کاباره‌ها به جبهه کشیده شدند و در نهایت به شهادت رسیدند لازم است و نباید نویسندگان و محققان در بیان آنها ابا داشته باشند. هر چند برخی موارد از زندگی شهدا بنا به گفته همسر شهید باید همچنان ناگفته بماند. اما زندگی یک زوج انقلابی که در حرکت انقلابی چون لانه جاسوسی با هم آشنا شدند و اتصال این دو به هم از نکاتی که می‌تواند برای نسل امروز جذاب باشد.

به گفته وی اینکه کتاب کمتر از یک سال به چاپ دوم می‌رسد و در آن سوی مرزها ترجمه می‌شود نشان از وجه تمایز این اثر دارد. اما یکی دیگر از نکات برجسته کتاب اسناد، تصاویر و مطالب مهمی است که در انتهای کتاب گنجانده شده است و تنوع راوی ها بازگو کننده شخصیت وسیع حاج عباس است که در تدوین خوبی که صورت گرفته خواننده را خسته نمی‌کند.

بابایی با بیان اینکه من هم قبول دارم شخصیت حاج عباس ورامینی به نحوی است که باید کتابهای بیشتری به او بپردازد، گفت: عباس به حدی در عرصه فعالیت‌های فرهنگی و نظامی پرتلاش و منظم و کارهای مثمر ثمری انجام داد که شایسته است فیلم سینمایی، سریال و یا آثار هنری متعددی از زیست او ساخته شود. ما شخصیت‌های قهرمان واقعی بسیار داریم که می‌توانند دستمایه کار سینمای و نمایشی باشند اما متاسفانه در عرصه فیلمسازی همیشه مرغ همسایه غاز است.

منبع خاطرات از شهید تمام نشدنی است

جواد کلاته عربی نویسنده کتاب گفت : قطعا برای شنیدن نقد و نکات مخاطلبان جلسه مفصلی برگزار خواهیم کرد و این جلسه به زودی و پیش از پایان سال برگزار می‌شود.

وی افزود: من همیشه برای نوشتن روایت شخصیت‌ها نگرانی و امید دارم. نگرانی از اینکه لایق و قابل گفتن درباره شهدا باشیم و من بتوانم حق مطلب را ادا کنم. این گرانی همیشه هست و شکر می‌کنم خدا را که برطرف نشده چون در بهترین حالت می‌توانیم راوی بخشی از رشادت‌ها، ایثارگری‌ها و واقعیات شهید باشیم. انشالله که بتوانم رسالت خود را به عنوان کسی که قرار است کار فرهنگی را منتقل کند انجام دهد.

کلاته  در مورد خاطرات همسر شهید و روایت‌های ایشان هم توضیح داد: در مورد خانم جهانگیری و روایت‌های ایشان به عنوان راوی اول شخص همواره رضایت مطرح بود اما برای چاپ سوم اگر احساس شود خاطرات مهم کارنشده و مطلبی که باید منعکس شده، نشده آن را بررسی و درج می‌کنیم.

وی افزود: ‌اگر کسی می‌تواند در ادامه مسیر ثبت خاطرات این شهید کاری انجام دهد حاضرم مصاحبه‌هایم را در اختیارش قرار دهم.

توجه به اصلاحات در کتاب توسط همرزمان 

در ادامه رضا ورامینی پسر عموی شهید نکاتی را از سوی همرزمان و خوانندگان کتاب در هیاهوی سکوت عنوان کرد و خواستار توجه به اصلاحات در این کتاب شد.

اصول تعلیم و تربیت طبیعی... نوعی «رمان روان‌شناختی»... از یک تا پنج‌سالگی، باید بی‌کمترین قهر و فشار به تقویت جسم کودک پرداخت... کیفر خطاهای کودک، که به شناخت آنچه نباید بکند منجر خواهد شد، باید از تجربه مستقیم ناشی گردد... عطش دانستن در او طبیعی است و هدف باید تشفی این عطش باشد... از این‌پس باید مناسبات خود را با اشیا و، چون به زندگی اخلاقی گام می‌نهد، مناسبات خود را با جهان انسانی بررسی کند: درست بگوییم، این کار مشغله سراسر عمر او خواهد بود ...
اولین کسی که فلسفه هندی را به فارسی برگرداند... در جوانی سنت‌گرا بود و در این کتاب نیز نظریه‌های سنت‌گرایانه دارد... جریان دومی که شایگان به آن متصل شد حلقه اورانوس است... جریان سومی که شایگان در شناخت شرق با آن همدلی داشت تفکر هایدگری فردیدی ست... خود را نقد می‌کند و از یک شرق آرمانی شده می‌رسد به هویتی که ذات‌گرا نیست. ...
در طول یک هفته‌ای که وینکلر در ایران بود، با او حشر و نشر داشتم... می‌گوید که پدرش مردی خشن بوده و در دهکده‌شان خشونت سهم بچه‌ها بوده و لطف و مرحمت شامل حیوانات می‌شده و گاو و گوسفندها وضعیت بهتری داشته‌اند و محبت بیشتری از پدر می‌دیده‌اند... مادری را می‌بینیم که بچه‌اش خودکشی کرده و او نشسته در اتاق و از پنجره اتاق به گورستان نگاه می‌کند. ...
مارتین، مورین، جِس و جی‌جی كه قصد داشتند در شب سال نو به زندگی خود با سقوط از بالای برجی بلند پایان دهند... مجری و سلبریتی معروفی است كه به دلیل برقراری رابطه با دختری ۱۵ساله، گریبان‌گیر یك رسوایی اخلاقی شده است... تمام عمرش را به پرستاری و مراقبت از فرزندش گذرانده... غم از دست دادن خواهرش را به دوش می‌كشد و به تازگی در رابطه‌ای شكست خورده است... در موسیقی شكست خورده و دختر نیز او را ترك كرده... ...
کروزوئه نام یکی از رفیقای قدیم دبستانی نویسنده است... آدم خواران باز همراه دو اسیر دیگر، پدیدار می شوند: یک اسپانیایی و دیگری پدر آدینه... او سرسلسله آن نسل از نویسندگانی است که بدون جداشدن از کانون خانگی سفرهای شگفتی را گزارش کرده‌اند... این رمان، که بر اثر سوءتفاهم، غالباً آن را به قفسه ادبیات کودکان تبعید می‌کنند... بلافاصله پس از انتشار رمان دفو، شاهد رویش قارچ‌آسای تقلیدها بوده‌ایم: رابینسون نامه‌ها (تقلید با شاخ و برگ، نمایشنامه، نقیضه یا پارودیا، و جز آن) ...