«حماسه و نافرمانی» (بررسی شاهنامه فردوسی) نوشته دیک دیویس با برگردان سهراب طاوسی از سوی انتشارات ققنوس به چاپ رسید.

شاهنامه اثری فرهنگی است و از نظر وسعت تاثیر و نقش محوری‌ای که در تاریخ فرهنگ فارسی بعد از قرن یازدهم میلادی داشته با هومر در فرهنگ یونان قابل مقایسه است، همین فراگیری و تا حدی تقدس راه را برای اظهارنظر غریبه‌ها باز می‌گذارد. شاهنامه در زبان فارسی بلافاصله به محبوبیت بالایی دست پیدا کرد و در عصر شکوفایی ناگهانی شعر روایی دوره‌ی فارسی میانه به سرعت جایگاهی ممتاز به دست آورد.

«حماسه و نافرمانی» کتابی است در نقد متن و فرامتن شاهنامه فردوسی و پاسخی است به کسانی مانند ادوارد براون، وان گرونبام و احمد شاملوی خودمان که شاهنامه را صرفا نظم می‌دانند. کتاب به خواننده می‌گوید که هر جا که منابع دست فردوسی را باز گذاشته‌اند می‌توان نبوغ روایت‌سرایی و شاعرانگی وی را به حد اعجاب‌آوری دید. به‌ویژه در قسمت‌های استوره‌ای مانند داستان سیاوش و اسفندیار.

کتاب با زبانی ساده و صریح که مشخصه مکتب نقدنویسی انگلیسی است به فرم و محتوای شاهنامه نگاه کرده و عناصر زیبایی‌شناختی هنر فردوسی را پیش روی خواننده نهاده است و البته هرجا که به گمانش رسیده عیبی دارد، آن را نیز گفته است.

این کتاب در چهار بخش آیا نافرمانی هست؟ شاه و زیردست، پدر و پسر و در چاه افراسیاب تنظیم شده است. «طرح مساله: بهرام گور، مزدک، کاوه»، «خاندان نریمان: سام، زال، رستم، نمایی کلی»، «پیران ویسه»، «ساسانیان: اردشیر، انوشیروان»، «هرمز، بهرام چوبینه و گردیه»، «طرح مساله: محبت پدرانه، خشونت پدرانه»، «سام و زال»، «رستم و سهراب»، «کاوس و سیاوش»، «گشتاسب و اسفندیار» زیربخش‌هایی است که نویسنده به آن پرداخته است.

دیوس ۷۲ ساله دانش‌آموخته دانشگاه منچستر و مدرس دانشگاه اوهایو در آمریکاست. او علاوه‌ بر فردوسی و شاهنامه، روی اشعار حافظ و افسانه سیاوش کار پژوهشی کرده و کتاب هایی را در این باره منتشر کرده است. کتاب «حماسه و نافرمانی» در گام نخست، کوششی برای تعدیل باوری عمومی درباره این است که شاهنامه درباره چه سخن می‌گوید؟ این کتاب، زندگی خود را برای اولین بار در قالب پایان نامه دکتری مولف آغاز کرده است.

دیک دیویس، نویسنده می‌گوید: «مرسوم است که شاهنامه‌پژوهان کتاب فردوسی را به سه قسمت تقسیم می‌کنند: نخست استوره‌ای؛ دوم افسانه‌ای و سوم تاریخی. من در این کتاب قسمت استوره‌ای و افسانه‌ای را کمابیش به شکل پیوسته و مرتبط با هم فرض کرده‌ام، به شکل یک بخش و نه دو بخش جداگانه(مرز بین این دو بخش به روشنی مرز بین قسمت افسانه‌ای و تاریخی نیست) و مدام قسمت اول کتاب را که منظورم قسمت استوره‌ای-افسانه‌ای است با قسمت دوم آن یعنی قسمت تاریخی مقایسه کرده‌ام. شکاف، اگر بتوانیم این کلمه را برای آن به کار ببریم، تقریبا در زمان اسکندر (الکساندر بزرگ) رخ می‌دهد.

اکنون حدود سی سال از نوشتن حماسه و نافرمانی بررسی شاهنامه فردوسی می‌گذرد. مانند خیلی چیزها که بعدها نقطه‌ی عطف زندگی‌مان می‌شوند، این کتاب نیز اتفاقی خلق شد. من در دهه‌ی 70 میلادی در ایران انگلیسی و ادبیات انگلیسی تدریس می‌کردم و زمانی که می‌خواستم ایران را به مقصد زادگاهم انگلستان ترک کنم، جمعی از دانشجویانم سخاوتمندانه نسخه نه‌جلدی شاهنامه چاپ مسکو را به من یادگاری دادند.

من تا آن زمان تنها بخش کوچکی از کتاب را خوانده بودم و وقتی خودم را دوباره در انگلستان یافتم، به پاس قدردانی از دانشجویانم خواندن نظام‌مند تمام کتاب را از آغاز جلد اول تا پایان جلد نهم شروع کردم. زمانی که در رشته‌ی ادبیات فارسی میانه در مقطع دکتری پذیرفته شدم، تصمیم گرفتم رساله‌ی دکتری‌ام را درباره‌ی شاهنامه بنویسم. ماحصل این رساله، که پس از آن هر از گاهی دستخوش بازنگری‌های اساسی و عمیق من شده، کتابی است که اکنون در دست شماست.»

سهراب طاوسی، مترجم کتاب می‌گوید: «اهمیت کتاب حماسه و نافرمانی به این دلیل است که شاعر و نویسنده‌ی آن در زیر ظاهر کلمات «پی آواز حقیقت» دویده است. در نگاه پسامدرن او، شاهنامه محصول یک فرامتن سیاسی-تاریخی است و فردوسی، نویسنده‌ای که در این فرامتن نفس می‌کشد، ناگزیر از آن تاثیر پذیرفته و به حکم حکیم بودنش منتقد جدی زمانه‌ی خود است، اما به دلیل فضای سانسور ناچار بوده که سخن خود را در زیر روایت‌ها و گفت‌‌وگوی شخصیت‌ها بیان کند. او محمود غزنوی، ریاکاری عالمان و حتی فقر خود را به نقد کشیده است.

نافرمانی در نگاه اول این کلمه، همان‌طور که بخشی از کتاب را به خود اختصاص داده، به تمرد خاندان نریمان از پادشاهان ایران اشاره دارد که این نافرمانی در شیب ملایمی از اطلاعت مطلق سام تا سرپیچی آشکار فرامرز حرکت کرده است. با وجود این، این کلمه به نافرمانی یا ترفندی که فردوسی برای نقد شاه زمان خود به کار برده نیز اشاره دارد؛ یعنی فردوسی در زیر لایه‌های پنهان کتابی که باید مدح شاهان ایرانی باش به نقد گزنده یکی از شاهان این سرزمین یعنی محمود غزنوی پرداخته است. دشواری‌هایی از این دست در طی ترجمه‌ی کتاب بارها ظرافت رقص و دشواری نیازردن دل دلبر شیرین‌حرکات را به ذهنم می‌آورد.»

نویسنده در بخشی از کتاب می‌نویسد: «هر گونه خوانش تمثیلی باید مسئله وجود ضحاک به عنوان نماینده نامیرای شیطان را که برای همیشه در زیر دماوند زنجیر می‌شود در نظر داشته باشد (تداوم وجود او، به عنوان شیطان در زنجیر، زیر کوهستان، بعدها با ناپدید شدن، می‌توان گفت غیب شدن، کیخسرو - یکی از معدود شاهان به صراحت نیکوکار شاهنامه - در بالای کوه قرینه می‌شود) این خوانش ضحاک را به نوعی تجسم اهریمن می‌داند (و کیخسرو را به نوعی تجسم اهورامزدا) اما چنین تفسیر زرتشتی، که در منبع پنهان بوده اما برای خواننده امروزی آشکار است، احتمالا برای خواننده مسلمان فردوسی، و شاید حتی برای خود شاعر هم، چندان هم روشن نبوده است.»

«حماسه و نافرمانی» در 256 رویه، شمارگان 88 نسخه و بهای 15 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

تقریبا همه کسانی که برای انقلاب و کشور جنگیده‌اند درست بعد از دستگیری اعتراف می‌کنند که خائن‌اند! ... با انتشار مخفیانه کتاب و نشریه و برگزاری مخفیانه جلسات ادواری سعی می‌کنند چراغ نوشتن و فرهنگ را زنده نگه ‌دارند... تحولاتی که زیرپوسته ظاهرا بدون تغییر جامعه در حال تغییر است... منجر به تغییری تدریجی در حکومت شود و با دموکراسی پیش از جنگ پیوند یابد و آینده‌ای بیاید ...
نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...