انتشارات مصدق سومین چاپ ترجمه شریف لنکرانی از نمایشنامه «ترس و نکبت رایش سوم» را منتشر کرد. همین ترجمه توسط نشر مروارید نیز منتشر می‌شود.

به گزارش مهر، انتشارات مصدق سومین چاپ خود از نمایشنامه «ترس و نکبت رایش سوم» اثر برتولت برشت و ترجمه شریف لنکرانی را با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۷۶ صفحه و بهای ۲۸ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین این ترجمه در سال ۹۷ به بهای ۱۲ هزار تومان منتشر شده بود.

جالب آنکه همین ترجمه را انتشارات مروارید نیز مشغول به چاپش است. آخرین نوبت چاپ انتشارات مروارید از این نمایشنامه مربوط به زمستان سال گذشته (۱۳۹۷) است. دیگر ترجمه‌های مرحوم شریف لنکرانی نیز تقریبا همین سرنوشت را پیدا کرده‌اند. به عنوان مثال ترجمه او از «عقاید یک دلقک» هاینریش بل نیز توسط دو انتشارات امیرکبیر و علمی فرهنگی بازنشر می‌شود.

«ترس و نکبت رایش سوم» شامل ۲۴ نمایشنامه کوتاه تک پرده‌ای است که برشت آن را در میانه سال‌های ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۹ نوشت و این زمانی است که برشت دست به مهاجرتی تبعیدگونه زده بود. سحرگاه شبی که حزب نازی مجلس آلمان (رایشتاگ) را آتش زدند، برشت به خارج از آلمان فرار کرد و مهاجرت ۱۵ ساله او آغاز شد. همین واقعه آتش سوزی عاملی برای تشکیل آلمان نازی شد. این کارگردان و نمایشنامه نویس شهیر آلمانی تعدادی از این نمایشنامه‌ها را در سال ۱۹۳۷ در پاریس به صحنه برد.

زمانی که برشت این نمایشنامه‌های تک پرده‌ای را می‌نوشت، هنوز آنچنان که باید ترس و نکبتی که حکومت خودکامگان و جنایتکاران (رایش سوم یا آلمان نازی) برای ملت آلمان به ارمغان آورده بود، برای این ملت و سایر ملت‌های جهان شناخته شده نبود، اما برشت همان زمان در این نمایشنامه‌ها تا سر حد تنفر آشکار کرد که مدت‌ها قبل از آنکه بمب افکن‌های نازی بیایند، شهرهای آلمان غیرقابل سکونت شده بود.

«اتحاد ملی»، «خیانت»، «صلیب گچی»، «سربازان مرداب»، «خدمت به خلق»، «قضاوت»، «مرض ناشی از کار»، «فیزیکدان»، «زن یهودی»، «جاسوس»، «کفش سیاه»، «کار اجباری»، «برنامه کارگران»، «صندوق»، «زندانی آزاد شده»، «کمک زمستانی»، «دو نانوا»، «دهقان به خوکش غذا می‌دهد»، «مبارز قدیمی»، «موعظه کوه»، «شعار»، «خبر گلوله باران بندر آلمریا به سربازخانه‌ها می‌رسد»، «ایجاد کار» و «رفراندوم»، عناوین نمایشنامه‌های این کتاب است.

................ هر روز با کتاب ...............

ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...