۱. شخصیت آلیس مبتنی بر زندگی یک دخترک واقعی به نام «آلیس لیدل» شکل گرفت. این دخترک برخلاف تصویری که رمان ترسیم می‌کند، بلوند نبود، بلکه موهای سیاهی داشت.

۲. درختی که گفته می‌شود الهام بخش خلق شخصیت «گربه چشایر»(یا گربه چستر) بوده، هنوز هم در باغچه خانه آلیس واقعی در شهر اکسفورد سرزنده و برجاست.

۳. سوپ لاک‌پشت بدلی که در رمان به آن اشاره شده یک غذای واقعی است. این سوپ در دوران ملکه ویکتوریا در بریتانیا (دورانی که به آن ویکتوریان می‌گویند)، نوع ارزان سوپ لاک‌پشت واقعی برای مردم فقیر بود و از بخش‌های عجیب گوساله، مثل مغز، کله و سُم آن تهیه می‌شد.

ملکه ویکتوریا

۴. ملکه ویکتوریا بعد از خواندن رمان «آلیس در سرزمین عجایب»، از لوییس کارول، نویسنده آن، خواست که کتاب بعدی خود را به او (ملکه) تقدیم کند. کارول هم که در اصل استاد ریاضیات دانشگاه آکسفورد بود؛ کتاب بعدی خود را با عنوان «رساله‌ای مقدماتی بر دترمینان‌ها و کاربرد آن در معادلات خطی موازی و معادلات الجبر» به ملکه ویکتوریا تقدیم کرد! خوشبختانه ملکه جنبه شوخی داشت و کارول زنده ماند!

۵. نام سه خواهر (السی، لَسی، و تیلی) در داستان دورماوس نیز به نام‌های آلیس و دو خواهرش (لورینا، شارلوت و ادیث) اشاره دارد. السی از مخف نام لورینا شارلوت گرفته شده، لَسی با جابجایی حروف در نام آلیس درست شده و تیلی مخف متیلدا است که نامی‌ست که خواهران ادیث به او داده بودند.

۶. لوئیس کارول از یک بیماری نادر عصبی رنج می‌برد که منجر به ایجاد توهم در بیمار و بزرگتر یا کوچکتر دیدن اشیاء نسبت به اندازه‌ی واقعی‌شان  می‌شود. این توهم باعث می‌شود که بیمار خود را بسیار بزرگتر یا کوچکتر از اشیاء پیرامون خود ببیند.  همین موضوع یکی از درون‌مایه‌های اصلی رمان آلیس در سرزمین عجایب است.  این بیماری در سال ۱۹۵۵ توسط داکتر جان تاد کشف، و به «سندروم آلیس در سرزمین عجایب» مشهور شد. این بیماری را با نام «سندروم تاد» نیز می‌شناسند.

۷. نام واقعی لوییس کارول، نویسنده این رمان، چارلز لوتویج داجسان است. نام مستعار او (لوییس) متشکل از اسم انگلیسی‌شده‌ی لوتویج و نام خانوادگی ایرلندی «کارول است» که با نام چارلز به زبان لاتین (کارولوس) شباهت دارد.

۸. کتاب آلیس در سرزمین عجایب در سال ۱۹۳۱ در چین ممنوع شد به این دلیل که «حیوانات نباید از زبان انسان استفاده کنند.»

۹.  در سال ۱۸۹۰ لوییس کارول یک نسخه کوتاه شده از رمان آلیس در سرزمین عجایب را برای کودکان زیر پنج سال منتشر کرد.

گاردین

................ هر روز با کتاب ...............

کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...