آگوستو بوآل و تئاتر شورایی | شرق

«تلاش برای تبدیل تئاتر به یك سرگرمی صرف بی‌حاصل، انكار آن است و تبدیل آن به اسلحه‌ای برای سركوب، خیانت به آن».


آگوستو بوآل[Augusto Boal] از چهره‌های مطرحِ تئاتر معاصر و مؤسس «تئاتر سركوب‌شدگان»[Theater of the oppressed] یا «تئاتر شورایی» [Criticism and interpretation] است كه با هدف توانمندسازی جامعه پدید آمده است. فرانسس ببج[Frances Babbage] استاد دانشگاه لیدز كتابی دارد با عنوانِ «آگوستو بوآل» كه به‌تازگی با ترجمه علی ظفر‌قهرمانی‌نژاد در نشر نو منتشر شده است. این كتاب كه در چهار فصل تدوین شده، به زندگی و فعالیت تئاتری آگوستو بوآل می‌پردازد. فصل یك كتاب «زندگی‌نامه و موقعیت» نام دارد؛ مؤلف در این فصل به سال‌های آغازینِ فعالیت تئاتری بوآل و موقعیت تئاتر سركوب‌شدگان می پردازد و نیز روایتی از زیست سیاسی و تفكر انتقادی این هنرمند به ‌دست می‌دهد. فصل دوم با عنوان «كتاب تئاتر سركوب‌شدگان» شرحِ این تئاتر است كه از طریق توضیح مفاهیم كلیدی و مشروح نظریه بوآل انجام می‌گیرد. فصل سوم «اجرای تئاتر مجادله» نام دارد و شاملِ مورد‌پژوهی‌هاست و سرانجام فصل چهارم به فرایند كارگاه تعلق می‌گیرد كه مشتمل است بر اصول پایه، ساختار كارگاه، آماده‌سازی و بازی‌ها، تصویر و عمل و در آخر نیز به روال مرسوم این‌دست كتاب‌ها، كتاب‌نامه و گاه‌شمار زندگی آگوستو بوآل آمده است.

جز اینها كتاب یك پیشگفتار فارسی دارد كه در آن مترجم كتاب را معرفی می‌كند: «كتاب پیش‌رو را می‌توان تنها كتابی شمرد كه با نگرشی دقیق و روشمند، نظام تئاتری بوآل را تحلیل و نقد می‌كند. نویسنده كتاب، خانم فرانسس ببج، پیش‌تر مدرس بررسی‌های تئاتر در دانشگاه لیدز بوده و خود از‌ جمله شاگردان بوآل و نیز جزء استادان و گسترش‌دهندگان تئاتر شورایی ا‌ست». ببج در این كتاب، دیدگاه‌های تاریخی و سیاسی و اجتماعیِ آگوستو بوآل را مطرح می‌كند و از خلال آن، به كندوكاو در هنر تئاتر و رویكردهای عملی او در این زمینه می‌پردازد. در این كتاب «تعبیرهای بوآل، از مشاركت، همدلی و كاتارسیس تئاتری، نقد او به تاریخ سیاسی تئاتر، اصالت و كارایی شیوه‌های پیشنهادی او» طرح شده و در‌ عین‌حال، مؤلف سعی دارد به نقد تئاتری بپردازد كه خود را در ادامه تئاتر بوآل تعریف می‌كنند؛ اما اهدافی جز هدف اصیل این تئاتر یعنی «مردمی‌كردن تئاتر» دارند: «دور از انتظار نیست كه این تئاتر، توجه افرادی را برانگیزد كه هدف‌هایی عوام‌گرا (پوپولیستی) دارند؛ افرادی كه پشت نقاب مردم‌داری و نوع‌دوستی در پی خواسته‌های شخصی و گروهی خود هستند و این نوع تئاتر را ابزاری مناسب برای رسیدن به آن خواسته‌ها می‌یابند».

تئاتر شورایی چنان‌ كه مترجم در پیشگفتار كتاب نوشته است، دانسته در پی تأمین منافع یا حتی گرایش‌های افراد و گروه‌های تكین نیست؛ بلكه می‌كوشد به تكیه بر نقش اجتماعی و اجتماع‌ساز آغازین تئاتر، پیوسته به حل مسائل فوری مردم به‌ویژه گروه‌های گوشه‌نشین خاموش و نیز تقویت حس همبستگی گروهی بپردازد. بی‌تردید هرگونه اقدامی كه از این تئاتر برای تأمین منافع یا حتی علاقه‌های شخصی در جلوه‌های مختلف آن بهره‌برداری كند، نقض غرض بوده و در تقابل آشكار با روح حاكم بر تئاتر شورایی است. آگوستو بوآل خود نیز از تحریف مفهوم تئاتر شورایی گلایه داشته و با بازتعریف این گونه‌ تئاتری سعی دارد خط‌كشیِ دقیق‌تری انجام بدهد: «برخی در تئاتر شورایی، تحریف‌ها و دست‌كاری‌های ناشایست انجام می‌دهند. منظور از تحریف، همسازكردن سازوكارهای تئاتر شورایی با شرایط خاص یا مسائل محلی نیست؛ بلكه خیانت كامل به بنیادهای فلسفی این نوع تئاتر است: تئاتری كه درباره‌، برای و - از همه مهم‌تر- از آنِ سركوب‌شدگان است. شنیده‌ام برخی گروه‌ها از تئاتر شورایی در تجارت بهره می‌گیرند؛ با این توجیه كه به كارگران كمك می‌كنند تا بتوانند بهتر و راحت‌تر كار كنند... و در نتیجه، محصول بیشتری تولید كنند. هماره چنین گروه‌هایی از كارفرماها، حمایت مالی می‌گیرند. این تحریف مانند این است كه از موسیقی واگنر برای برانگیختن كارگران بهره ببری تا شاید سریع‌تر كامیون بسازند...». آگوستو بوآل با این خط‌كشی تكلیف تاجران تئاتر را با تئاتر شورایی و در مقیاس بزرگ‌تر، تكلیف كاسب‌كاران هنر را با هنر اصیل یكسره می‌كند و می‌نویسد این جرم سنگینی نیست كه با جایی قرارداد ببندی تا كار یا برنامه‌ات را با گروه مد‌نظرت انجام دهی؛ جرم این است كه ندانی این تجارت‌ها، هرگز بنا به اصول‌شان و - بدتر از آن، به دلیل تأمین مالی- اجازه آزاد بیان چیزی را نمی‌دهند كه خواست تئاتر شورایی ا‌ست و بی آن ماهیتش نابود می‌شود. آگوستو بوآل از این نیز فراتر می‌رود و به‌صراحت اعلام می‌كند كه تئاتر شورایی ابزاری برای تغییر است.

فرانسس ببج، آگوستو بوآل (1931-2003) را از مهم‌ترین و مؤثرترین كنشگران تئاتر معاصر می‌خواند كه از همان آغاز فعالیت به‌دلیل كار نوآورانه در مقامِ نمایش‌نامه‌نویس و كارگردان توجه منتقدان را برانگیخت. او كتاب «تئاتر سركوب‌شدگان» را -كه اینك اثری كلاسیك شمرده می‌شود- زمانی نوشت كه فضای بسته سیاسی برزیل در سال‌های پایانی دهه 1960 و سال‌های آغازین دهه 1970 او را ناگزیر به تبعید كرد. مؤلفِ كتاب «آگوستو بوآل» معتقد است خواندنِ كتاب «تئاتر سركوب‌شدگان»، برای هركس كه می‌خواهد بداند آیا تئاتر می‌تواند سبب دگرگونی زندگی مردم شود، واجب به نظر می‌رسد. تجربه بوآل به شكلی مستقیم و غیرمستقیم به حوزه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی رسوخ كرده و فراتر از این، در ساختار جریان اصلی یا بدنه تئاتر نیز رخنه كرده است. در فصل دو كتاب كه فرانسس ببج به كتابِ مطرح آگوستو بوآل، «تئاتر سركوب‌شدگان» می‌پردازد، این نوع تئاتر و كاركرد آن به‌روشنی مورد بحث قرار می‌گیرد و شفاف می‌شود. «عنوان كتابِ تئاتر سركوب‌شدگان یادآور نوعی از تئاتر است که محرومان اجتماعی می‌آفرینند و با زندگی آنان در ارتباط است».

بوآل در این كتاب به خاستگاه‌های فكری خود نیز اشاره می‌كند و از این‌رو نوعی تاریخ انتقادی از سیر تكامل تئاتر غرب از یونان كلاسیك تاكنون به دست می‌دهد. از اینجاست كه مخاطب به نسبتِ تئاتر سركوب‌شدگان با انواعِ دیگر تئاتر اعتراضی یا انتقادی پی می‌برد، زیرا شگردهای این نوع تئاتر نیز با شگردهای تئاتر حماسی برشت،‌ تئاتر روزنامه زنده در دوران بحران اقتصادی آمریكا و با روان- نمایشگریِ جیكوب مورنو هم‌پوشانی‌هایی دارد. «اندیشه بوآل، بسیار متأثر از نمایش كلاسیك یونانی، شكسپیر، استانیسلاوسكی، ماركس، فروید و دیگران است».
كتاب «آگوستو بوآلِ» فرانسس ببج، نخستین اثر از مجموعه «گستره‌ خیال» است كه در نشر نو در مجموعه كتابخانه تئاتر و طلایه‌داران تئاتر امروز منتشر می‌شود. دبیر این مجموعه، رضا كوچك‌زاده، نوشته است كه این مجموعه، كتاب‌هایی  را در گستره تئاتر و سینما در بر دارد كه در نشر نو و با توجه به نیاز و ضرورت جامعه هنری و دانشگاهی منتشر می‌شوند. او درباره «آگوستو بوآل» نیز می‌نویسد: «این كتاب را انتشارات راتلج در مجموعه ارزشمند پرفورمنس پركتیشنرز(اجراگران) منتشر كرده است. هدف از این سری كتاب، تدوین مجموعه‌ای‌ است برای شناساندن و آشنایی با شیوه كار و زندگی كنشگران كلیدی تئاتر در سده 20 و چگونگی تأثیرپذیری و تأثیرگذاری ایشان بر یكدیگر».

كوچك‌زاده همچنین در توصیف مختصری از آگوستو بوآل می‌نویسد این كنشگر تئاتر را بیشتر به تئاتر كاربردی می‌شناسیم كه كوشید از شیوه‌های نمایشی برای حل دشواری‌های اجتماعی و البته سیاسی بهره گیرد. «نوآوری بوآل بیش از هر چیز در چگونگی گذشتن از مسیر و شیوه‌های طراحی تمرین دیده می‌شود و البته در تعهد چشمگیر اجتماعی‌اش كه بیشتر در تئاتر سركوب‌شدگان یا ستم‌دیدگان بروز یافته است. روش‌های پیشنهادی بوآل در ذات خویش از گوهر تئاترند؛ چنان كه تكرارناپذیر و هماره زایا هستند. اینك روش‌های تمرینی او حتی در كارگاه‌های حرفه‌ای آموزش بازیگری كارگشا و سودمند است». در مجموعه «طلایه‌داران تئاتر امروز» بناست برای درک انتقادی تئاتر بخشی از مهم‌ترین كتاب‌های مجموعه نام‌آوران سده 20 ترجمه و منتشر شود كه در این میان، قرعه نخستین به نامِ آگوستو بوآل افتاده است. 

................ هر روز با کتاب ...............

تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...
او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...