به گزارش ایبنا، آیین رونمایی از نسخه خطی «دستور المنجمین» با حضور محمد باقری، پژوهشگر تاریخ علم؛ سیدمحمد عمادی حائری، نسخه‌شناس و سید جلال‌حسینی بدخشانی مصحح و نسخه‌شناس در موسسه پژوهشی میراث مکتوب، روز دوشنبه دوم دی‌ماه سال جاری برگزار شد.
 
اکبر ایرانی در ابتدای این مراسم  با اشاره به انتقال گنجینه‌های ارزشمند که چگونه به کشورهای اروپایی منتقل شده‌اند گفت: امروزه اروپاییان با قیمت بسیار گزاف برخی نسخه‌هایی را که متعلق به خود ماست تحویل ما می‌دهند در حالیکه روزگاری این نسخه‌ها برای خود ما بوده و هست. درحال حاضر ما آن‌ها را با قیمت بسیار گزافی تهیه کردیم. قرار است در آینده‌ای نزدیک «دستور المنجمین» به صورت حروفی تصحیح شود.
 
وی افزود: اطلاعاتی از نویسنده این اثر نداریم؛ اما احتمال می‌دهیم زمان کتابت آن در میان سال‌های 475 تا 500 باشد که از کتاب‌های موجود در الموت است. مرحوم قزوینی این اثر را در سال 1303 بررسی کرده است و امروز در کتابخانه پاریس نگه‌داری می‌شود.
 
در ادامه این مراسم بدخشانی گفت: هدف من این بود که میراث الموت را زنده کنیم. با کمک آقای ایرانی  این نسخ را تصحیح کردیم و بخش اعظم محتوای کتاب در حوزه نجوم است.


 
باقری در ادامه با اشاره به محتوای اصلی رساله «دستور المنجمین» گفت: این اثر درباره علم نجوم با محتوای متعارف زیج‌هاست. زیج‌ها کتاب‌های نجومی استانداردی هستند که محاسبات نجومی در آن‌ها نوشته می‌شد. در واقع این واژه و کلمه «زه»  از یک ریشه است که جزو لغات کهن فارسی است.
 
وی در ادامه افزود: علت اینکه این نام را به کتاب‌های نجومی می‌دادند، به جدول‌های درج شده برمی‌گشت که این جدول‌ها مشابه تارهای منسوجات بود که اتفاقا نام آن‌ها هم زیج بود. بعدها به این جداول زیج گفتند و همین نام با گذشت زمان به کتاب‌ها تعمیم یافت. شرق‌شناسان اروپایی از جمله دخویه فرانسوی در سال 1886 و دیگر شرق‌شناس ایتالیایی  در سال 1883 به این اثر اشاره کرده‌اند. اولین بار کسی که به اهمیت این کتاب پی برد پل کازانوا  بود. او در سال 1923 که یک مقاله به زبان فرانسوی در ده صفحه نوشت.
 
 
باقری گفت: دیگر نویسندگان و مصححان ایرانی هم به این مقاله استناد کرده‌اند، از جمله مینوی و ایرج افشار که در نهایت در سال 1315 شمس قزوینی نسخه کامل آن را مطالعه کرده است. همانگونه که پیش‌تر هم اشاره شد این رساله زیج است و کندی در سال 1956 کتابی در بررسی زیج‌های دوره اسلامی منتشر کرده است اما اشاره‌ای به این کتاب نکرد.  سال‌ها بعد کتاب کندی تجدید چاپ شد که در آن به «دستور المنجمین» هم اشاره شد.
 
به گفته باقری، دو سال پیش دو پژوهشگر بانوی آلمانی در باب این اثر مقاله‌ای را منتشر کردند همچنین محمد کریم زنجانی اصل و دیگر پژوهشگران و مولفان داخلی و خارجی مقالاتی را در طول سال‌های اخیر درباره این رساله منتشر کرده‌اند.
 
وی با اشاره به نام اصلی کتاب گفت: درهمه مقالات این کتاب با همین نام یاد شده است؛ اما در قطر کتاب نام «زیج مع‌التواریخ» نوشته شده است. این نسخه در سه بخش افتادگی دارد که در بخش‌های ابتدایی، میانی و پایانی است؛ اما چون مطالب در زیج‌ها دارای یک روانی معینی هستند مشخص است که این جابه‌جایی‌ها کجاست. بخش اعظمی از محتوای کتاب درباب نجوم است و بخش کمی از آن به روایت‌های تاریخی اشاره دارد.
 
باقری درباره محتوای مقالات گفت: این اثر دارای 50 مقاله است که هر کدام از این مقالات موضوعات مختلفی را در بردارند؛ از جمله مثلثات و درون‌یابی، اندازه زمین و جداول طول و عرض عوارض و منطقه الموت؛ همچنین درباره خورشید و ماه گرفتگی، روئیت هلال و بحث‌های جدی درباره احکام نجوم مطالبی آورده شده است. نویسنده در این اثر انواع روزها، ماه‌ها و سال‌ها و تواریخ را شرح می‌دهد؛ در واقع اغلب مطالب «دستور المنجمین» برگرفته از آثار نجومی دوران خود است.
 
وی افزود: گویا این نسخه را شفر مستشرق غربی به اروپا برده است؛ وی همان فردی است که سفرنامه ناصرخسرو را هم با خود به سرزمین غرب برده بود.
 

در ادامه این مراسم حائری با اشاره به شناخت متون اسماعیلیه که از اصالت آثار می‌توان فهمید گفت: به طور کلی متون اسماعیلیه را به سه دسته می‌توانیم تقسیم کنیم یک دسته آثاری است که پیش از آنکه فاطمیان در مصر به خلافت بنشینند تالیف شده است؛ مانند آثار ابوحاتم راضی. دسته دیگر آثار در دوران فاطمیان تالیف شده است، مانند محمدبن سرخ نیشابوری و آثار متعدد ناصر خسرو. دسته دیگر آثار مربوط به بعد از این دوران است.
 
وی افزود: در دوره اسماعیلیه آثار زیادی نوشته می‌شد که منسوب به نزارهاست و «دستورالمنجمین» هم جزو همین آثار است. بنابراین به لحاظ تاریخی «دستورالمنجمین»  مربوط به این دوره تاریخی است. ذکر حسن صباح که در مدح آورده شده است نشان می‌دهد که این اثر قبل از سال 500 نوشته شده است. ابتدا باید گفت «دستورالمنجمین» در سنت اسماعیلیه نوشته نشده است و کاتب یا نویسنده آن احتمالا سنی مذهب بوده است؛ همچنین از روی خط آن هم نمی‌توان گفت که در سنت اسماعیلیه نوشته شده است. در دو نسخه این کتاب غلط‌هایی وجود دارد که  قزوینی هم به آن اشاره کرده است. برای مثال به جای الصادق واژه الطادق نوشته شده یا به جای واژه ولادت از واژه اولادیه استفاده کرده است.
 
وی گفت: یکی دیگر از دلایلی که می‌توان گفت که این اثر در سنت اسماعیلیه نوشته نشده است؛ استفاده ازتعبیر رضی‌الله عنه درباره امامان شیعه است در حالیکه در سنت اسماعیلیه امام جایگاه خداگونه دارد این دوگانگی‌ها نشان می‌دهد که در سنت اسماعیلیه و در محل الموت کتاب نوشته نشده است.
 
به گفته این نسخه‌شناس، کاتب در باب پیامبر از واژه علیه‌سلام استفاده می‌کند درحالیکه این عبارت برخلاف سنت رایج شیعی است. بنابراین دلایل محکمی وجود دارد که بگوییم کاتب «دستور المنجمین» سنی بوده است.
 
در انتهای این مراسم بدخشانی با اشاره به مطالب ذکر شده در باب این اثر گفت: نمی‌توان گفت که این اثر را مولف نوشته است. بنابراین قطعا کاتبی بوده که اتفاقا خط بسیار زیبایی هم داشته است. در آن زمان هم از مذهب اسماعیلیه از تخصص استفاده می‌کنند. در واقع کتاب زیر نظر مولف با کاتب سنی مذهب نوشته شده است اما نویسنده خود پیرو سنت اسماعیلی است.

................ هر روز با کتاب ...............

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...