کتاب «اخبار»(راهنمای کاربر) [The news : a user's manual] نوشته آلن دوباتن[Alain De Botton] با ترجمه مریم تقدیسی توسط نشر ققنوس منتشر شد.

این کتاب پیش از این در سال 1397 و تحت عنوان «خبر: راهنمای کاربران» با ترجمه‌ی شقایق نظرزاده و توسط نشر فرمهر‏‫ در 188 صفحه منتشر شده بود. نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۴ توسط انتشارات پنگوئن چاپ شده است.

اخبار»(راهنمای کاربر) [The news : a user's manual] نوشته آلن دوباتن[Alain De Botton] خبر

به گزارش مهر، آلن دوباتن نویسنده کتاب‌های فلسفی مشهوری مانند «تسلی‌بخشی‌های فلسفی» که در ایران هم مخاطبانی دارد، معتقد است این‌روزها و در دوران فعلی، اخبار همان‌تسلطی را بر زندگی‌ ما پیدا کرده که زمانی دین داشت. او در کتاب جدید خود «اخبار»، به بررسی نمونه‌های رایج گزارش‌های خبری در زمینه پوشش سوانح هوایی، قتل، رسوایی‌های سیاسی، مصاحبه با شخصیت‌های سرشناس و ... پرداخته است.

دوباتن می‌گوید اخبار می‌داند چه‌طور ساختارش را از نظرها پنهان کند و چون‌وچرا کردن درباره‌اش را دشوار کند. اخبار به زبانی بدون لهجه و طبیعی و بدون ارجاع به دیدگاه مملو از فرضیات خود، با مخاطبش سخن می‌گوید. این‌پژوهشگر فلسفه معتقد است اخبار آشکار نمی‌کند که صرفا امور جهان ما را گزارش نمی‌کند، بلکه بی‌وقفه در حال خلق سیاره‌ای جدید در ذهن انسان‌هاست؛ جهانی که با اولویت‌های کاملا متمایز اخبار هم‌سو است.

نویسنده کتاب پیش‌رو می‌گوید کتابش یک بُعد آرمانشهری دارد و در آن، نه‌فقط از چیستی فعلی اخبار سوال شده، بلکه تلاش شده تا خواننده را وادار به تجسم وضعیت آن در آینده سازد. او همچنین می‌گوید جوامع مدرن هنوز ابتدای راه این‌شناخت قرار دارند که به چه اخباری نیاز دارند تا شکوفا شوند. گردآوری اخبار در بخش اعظم تاریخ چنان سخت و انتقالش هم چنان پرهزینه بوده که ناگزیر تاثیرات آن بر زندگی انسان‌ها محدود بوده است. اما امروز تقریبا هیچ‌جایی در جهان نیست که برای فرار از اخبار، بتوان به آن پناه برد.

کتاب «اخبار» ۸ بخش اصلی دارد که بخش اول مقدمه و بخش‌های دوم تا هشتم به این‌ترتیب‌اند: سیاست، اخبار جهان، اقتصاد، شخصیت‌های سرشناس، فاجعه، مصرف،‌ نتیجه‌گیری.

دوباتن می‌گوید کتابش یک کتاب راهنمای کوچک در جهت مصلحت همه انسان‌هاست و به اختصار به پیچیدگی‌های عادتی می‌پردازد که ظاهرا بیش از حد عادی و بی‌ضرر به نظر می‌رسد.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

همراه خبرنگار بی‌بی‌سی به یک کنفرانس مطبوعاتی می‌روم که نخست‌وزیر گرفتار قرار است در آن صحبت کند. هفته‌هاست که دولت‌های خارجی و همچنین بسیاری از مردم خودش او را به دزدی متهم کرده‌اند. تشکیلات خبری در چنین مناسبت‌هایی بیش از همه به دنبال نقل‌قولی متشکل از پنجاه کلمه‌اند که متعاقبا سخنگوی گروه مخالف با پنجاه کلمه دیگر آن را تکمیل کند. ولی حتی این حرکت حساب‌شده خبرنگاران هم فرصتِ شناخت اوگاندا را از طریقی غیراستاندارد در اختیار مخاطب قرار می‌دهد: مثلا از طریق تاکید بر عکس بسیار بزرگی که در معرض دید عموم قرار دارد و نخست‌وزیر را نشان می‌دهد که سرهنگ معمر قذافی را در گردهمایی اتحادیه آفریقا در کامپالا در سال ۲۰۱۰ در آغوش کشیده است (آخرین مناسبتی که سرهنگ در آن شرکت داشته است)؛ یا با تاکید بر صندلی‌های چرم مشکی پشت بلند و گردانِ دور میز کنفرانس به سبک دهه ۱۹۷۰، که نخست‌وزیر و همراهانش روی آن‌ها جلوس کرده‌اند و ایده ساخت آن‌ها را یک کارگردان فیلم‌های مستهجن ارائه کرده که از نظر او این صندلی‌ها مناسب مدیرعاملان بلندمرتبه به شمار می‌روند.

این‌کتاب با ۲۵۴ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...
کارمند جوانی است که خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی ضایع‌اش بدهد... با رفیقه‌­ی خود، به سفر می‌رود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می­ زدن و ورق­ بازی و نقل داستان‌هایی بی سر و ته می­‌گذراند... زیست شناس آلمانی عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. ...