همسر و دختر حامد اسماعیلیون، نویسنده رمان «گاماسیاب ماهی ندارد» در هواپیمای بوئینگ 737 متعلق به شرکت هواپیمایی اوکراینی که صبح امروز سقوط کرد، حضور داشتند و متاسفانه فوت کرده‌اند.

به گزارش ایبنا،‌ چند ساعت پیش یک فروند هواپیمای بوئینگ اوکراینی پس از بلندشدن از فرودگاه امام خمینی(ره) در حوالی پرند و شهریار در استان تهران، سقوط کرد و این نویسنده کشورمان در صفحه فیسبوک خود اعلام کرده است که همسر و  دخترش در این هواپیما بودند.

این هواپیما به همراه کرو (خدمه پروازی) 180 نفر سرنشین‌ داشته است که طبق بررسی‌های اولیه همه مسافران از جمله تعدادی از دانشجویان دانشگاه‌های شریف؛ امیرکبیر و گروه پروازی این پرواز جان باخته‌اند.

حامد اسماعیلیون گاماسیاب ماهی ندارد
[حامد اسماعیلیون دندان‌پزشک و مقیم کاناداست. از او تا کنون سه کتاب منتشر شده است: «آویشن قشنگ نیست»، «دکتر داتیس» و «گاماسیاب ماهی ندارد». ماجرای رمان «گاماسیاب ماهی ندارد» مربوط به سال‌های دهه شصت با محوریت سازمان مجاهدین خلق (از انقلاب تا عملیات مرصاد) است. اسماعیلیون در صفحه شخصی خود نوشته است: «برای به خاک سپردنِ آرزوهای پریسایم و چشم‌های ری‌رایم عازم تهرانم. در میان ما سه نفر عاشقانه‌های زیادی هست که تا مرگم پیش من می‌ماند و آن را عریان نخواهم کرد. امیدوارم آن روز زودتر برسد. هیچ از چند و چونِ پروازِ اوکراین نمی‌دانم و می‌روم که آن چشم‌های درخشان را به خاک بسپارم. توانِ پاسخ‌گویی به هیچ پیغامی را ندارم و راهیِ هیچستانم. مرا ببخشید.»]

................ هر روز با کتاب ...............

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...