به گزارش تسنیم، انتشارات کتاب نیستان کتاب صوتی «ستوان من»، اثر دانیل گرانین را منتشر کرد. این کتاب که از مهم‌ترین آثار ادبی روسیه معاصر به شمار می‌رود، با صدای شیما درخشش خوانده شده است.

گرانین از سربازان حاضر در جنگ دوم جهانی بود و بسیاری از وقایع رفته بر روسیه در جریان حمله آلمان نازی به این کشور، به‌ویژه محاصره شهرهای مهم آن را با چشم دیده و با وجود خود لمس کرده است. جدای از این، در زمره نویسندگان چیره‌دست به شمار می‌رود که بسیاری از جوایز ادبی معاصر روسیه را از آن خود کرده است.

«ستوان من» داستانی مستند است. گرانین که یکی از ستوان‌های ارتش سرخ در جریان محاصره لنینگراد بوده است، در این داستان روایتی بکر و صعب از این ماجرا بازگو می‌کند.

این داستان از سویی مستند به دیده‌ها و لمس‌شده‌ها توسط نویسنده آن و از سوی دیگر خلق شده با ذهن خیال‌پرداز و داستان‌سرای اوست. تلفیق این دو با هم است که «ستوان من» را به یکی از تأثیر‌گذارترین آثار ادبی زمانه خود در سرزمین سرد شمال آسیا و جهان مبدل کرده است.

انتشارات نیستان نسخه چاپی این کتاب را با ترجمه نازیلا حاجیوا منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...